یکشنبه, 24 آذر 1398
06:47

شما باشید، دیدن اصفهان را از کجا شروع می‌کنید؟! فکر کنید مثلاً فقط سه روز وقت دارید، یا شاید دو روز، حتی کمتر از 24 ساعت! کدام‌ها را باید اول ببینید؟! از کدام مسیر بروید تا بتوانید از پس دیدن حداکثر جاذبه‌ها در حداقل زمان برآیید؟! اصفهان آن قدر حرف برای گفتن دارد که اگر 13 روز نوروز را تمام و کمال پای درد و دلش بنشینید کم است؛ 13 روز که هیچ، بگویید 13 یا اصلاً 30 سال حتی!
اصفهان یکی از مهم ترین مقاصد گردشگری ایران است؛ چه برای مسافران خارجی که هوس دیدن ایران به سرشان زده و چه برای گردشگران داخلی که تعطیلات طولانی نوروزی به فکر سفر انداخته‌شان. بعضی‌ها اصفهان را به عنوان مقصد انتخاب می‌کنند و برخی هم برای رسیدن به شهرهای شمالی یا جنوبی از آن می‌گذرند و برای همین تصمیم می‌گیرند چند ساعت، یا چند روزی را به دیدنش اختصاص بدهند. همین جایگاه ویژه اصفهان به عنوان یک مقصد مهم گردشگری کشور، باعث شد قسمت قابل توجهی از ویژه‌نامه نوروزی «گردشگر» را به نصف جهان اختصاص بدهیم.


میدان امام  (نقش جهان)
نام اصفهان به نام «میدان نقش جهان» گره خورده است. اثری که به همراه زیگورات چغازنبیل و تخت جمشید، یکی از اولین آثار تاریخی ایران بود که سال 1358 در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد. ابهت و جذابیت‌های زیادش باعث شده یکی از اولین مقاصد گردشگران باشد. برای میدانی که در مرکز اصفهان واقع شده با سه بنای اصلی و جاذبه‌های پرشمار دیگر، باید حداقل یک، نیم روز وقت بگذارید. دو مسیر اصلی برای رسیدن به میدان وجود دارند؛ خیابان حافظ که در ضلع شمال شرقی میدان قرار دارد و خیابان سپه که در ضلع شمال غربی میدان است. تا نزدیک به دو سال پیش هم اتومبیل‌ها اجازه تردد از مسیر این دو خیابان و عبور از میدان را داشتند، اما پس از آن مسیرهای منتهی به میدان همه به پیاده‌ راه تبدیل شدند و حالا دیگر اثری از سر و صدا و شلوغی اتوبوس‌های واحد و ماشین‌ها در مهم ترین جاذبه توریستی اصفهان نیست. حالا اگر با ماشین شخصی می‌آیید، باید پارکینگ‌ خیابان باغ گلدسته یا مادی فرشادی را انتخاب کنید؛ چرا که مخصوصاً در ایام نوروز در هیچ کدام از کوچه‌ پس کوچه‌های باریک منتهی به میدان جای پارک پیدا نمی‌کنید. برای دیدن میدان اما مسیرهای مختلفی دارید؛ می‌توانید از کوچه پشت مطبخ، کوچه سعدی، کوچه‌های پشت مسجد امام، کوچه‌های پشت مسجد شیخ لطف‌الله، کوچه‌های منتهی به خیابان حکیم و یا خیابان‌های حافظ و سپه وارد میدان شوید. اما دو مسیر از همه بهترند؛ اولی مسیر خیابان استانداری و کوچه پشت مطبخ است؛ چرا که به بازار می‌رسید و ناگهان از گوشه جنوب غربی وارد میدان می‌شوید. عالی قاپو در سمت چپ، مسجد امام در سمت راست و مسجد شیخ لطف الله در رو به رو در کنار عظمت میدان، حسابی غافلگیرتان می‌کند. بازدیدتان را هم می‌توانید از مسجد امام شروع کنید. بعد به مسجد شیخ لطف الله برسید و آخر سر عالی قاپو را ببینید. اما مسیر بعدی، از قیصریه است. راسته بازار را بگیرید و از مسیرهای منتهی به میدان از داخل بازار به سر در قیصریه برسید. از بازار قیصریه وارد میدان شوید؛ این روش شاه عباس بوده برای نشان دادن عظمت میدان به میهمانان خارجی‌اش! اینجاست که از دالان نسبتاً تاریک بازار قیصریه ناگهان با فضای عظیم میدان رو به رو می‌شدند و احتمالاً بلند فریاد می‌زدند: «wow!» کافی است زیر سردر قیصریه چند ثانیه بایستید. عالی قاپو سمت راست، مسجد امام در رو به رو و مسجد شیخ لطف الله در سمت چپ‌تان واقع شده‌اند؛ مهم ترین داشته‌های میدان نقش جهان، همه در تیررس نگاهتان هستند.

شاهکار معماری، کاشی کاری و حـجاری را در این مسجد ببینید!
 بخش قابل توجهی از گردشگران نقش جهان، گشت و گزار در میدان را از مسجد امام (مسجد جامع عباسی) که جزو آثار ثبت ملی شده اصفهان (با شماره 107) است، آغاز می‌کنند؛ مسجدی 400 ساله در ضلع جنوبی میدان که شاه عباس اول آن را ساخت و آن قدر ساختن این بنای 12264 مترمربعی طول کشید که عمر او فقط به افتتاح کردنش قد داد و تا سال‌ها پس از فوتش هم کار بر روی تزیینات مسجد ادامه داشت. برای ساختن این مسجد عظیم بیشتر از 18 میلیون قطعه آجر و 500 هزار قطعه کاشی استفاده کرده‌اند. قبل از ورود به مسجد، به سردرش نگاه کنید و کتیبه به خط ثلث علیرضا عباسی را ببینید که تاریخ شروع ساخت بنا را بر روی کاشی معرق سفید در زمینه آبی نوشته و آورده که شاه عباس این بنا را از دارایی خالصش ساخته است. زیر این کتیبه، هم تاریخ پایان ساخت ذکر شده و نام استاد علی اکبر اصفهانی به عنوان معمار آمده است. نکته بعدی در مسجد در ورودی آن است که از پوشش طلا و نقره و اشعاری به خط نستعلیق ساخته شده. وارد می‌شوید از پیشطاق و درگاه ورودی به هشتی می‌رسید. از این زاویه قسمتی از حیاط مسجد پیداست. دالان سمت راست که کوتاه‌تر از دالان سمت چپ است، مسیر ورودی شما به مسجد محسوب می‌شود. مسجد جامع عباسی را طوری ساخته‌اند که هم رو به میدان باشد و هم رو به قبله برای همین است که باید از این دالان عبور کنید. این چرخش 45 درجه باعث می‌شود مسجد رو به قبله باشد. مسجد چهار ایوانی است؛ طرحی که به عنوان الگوی کامل مسجد ایرانی به حساب می‌آید. از دهلیز وارد حیاط که می‌شوید، چند فضای دیگر در جلوی رویتان دارید؛ اول ایوان بزرگ جنوبی است با دو مناره 48 متری کاشی‌کاری شده که روی هر کدام نام‌های محمد و علی به خط بنایی تکرار شده‌اند. گفتنی است که مسجد، چهار مناره دارد؛ دو در ورودی اصلی و دو در طرفین ایوان بزرگ جنوبی. دوم شبستان‌های قرینه شرقی و غربی هستند که یکی بزرگ تر و ساده‌تر است و دیگری کوچک تر، اما تزیین‌شده با کاشی‌های هفت رنگ و دارای محرابی بسیار زیبا. سوم مدرسه‌های قرینه جنوب غربی (سلیمانیه) و جنوب شرقی (ناصری) هستند. در سلیمانیه قطعه سنگ شاخص را ببینید که ظهر حقیقی اصفهان را در چهار فصل سال نشان می‌دهد و حاصل هوش شیخ بهایی، دانشمند و ریاضیدان صاحب نام اصفهان است. در مسجد امام به کتیبه‌ها و لوح‌ها هم دقت کنید که از درب ورودی شروع می‌شوند. در جلوخان کتیبه‌های حاوی اشعار و نوشته به جا مانده روی تخت سنگ بزرگ را ببینید. در یکی می‌توانید دستور بخشش مالیات برای برخی از مشاغل را ببینید. این‌ها مشاغل معمولی بودند که جامعه نگاه خوبی نسبت به آنها نداشتند. نام‌ها و مضامین مختلفی در این کتیبه‌ها هست، از دستورات شاه عباس بگیرید تا اشعار و ابیات و آیات و البته نام‌هایی چون علیرضا عباسی، علی اکبر اصفهانی، عبدالباقی تبریزی، عبدالقاسم اصفهانی و محمدرضا امامی. می‌رسید به کتیبه‌ای طولانی به خط ثلث بر زمینه کاشی خشت لاجوردی که سرتاسر ایوان ضلع غربی مسجد نوشته شده. در مسجد جامع عباسی هفت سنگاب می‌بینید از جنس‌های سنگ یشم، مرمر و سنگ آهک. در جای جای بنا بگردید، اتمسفر خاصش را درک کنید و به گنبد عظیم و دو جداره‌اش برسید. فاصله از زمین تا جدار داخلی گنبد 38 متر است و تا جدار خارجی، 54 متر. بین دو جدار گنبد هم چیزی جز فضای خالی نیست، فضایی به اندازه یک ساختمان تقریباً پنج طبقه! دومین جذابیت این گنبد عظیم، انعکاس صدا در زیر آن است. روی سنگی که درست زیر گنبد قرار گرفته بایستید و صحبت کنید، اذان بگویید، آوازی کوتاه بخوانید. مسجد جامع عباسی یکی از بناهایی است که منبع الهام خیلی از هنرمندان ایرانی و خارجی هم بوده یکی از جدیدترین‌ها. اتو پینه، هنرمند نقاش آلمانی است که مجموعه‌ای از آثاری که او با الهام از رنگ‌های مسجد امام اصفهان خلق کرده، بهمن ماه 93، در موزه هنرهای معاصر تهران به نمایش گذاشته شد.


مسجد شیخ لطف‌الله؛ بنایی که از دیدنش جا می‌خورید!
مقصد بعدی شما در میدان نقش جهان، مسجد شیخ لطف الله است در ضلع شرقی میدان که با شماره 105 در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده است. کار ساخت این مسجد پیش از ساخت مسجد امام آغاز شده و 18 سال به طول انجامیده است. شیخ لطف الله میسی از علمای جبل‌العامل لبنان بود که شاه عباس اول دخترش را به همسری گرفت و این مسجد را برای تدریس و اقامه نماز جماعت برای او بنا کرد. برای همین است که نام این مسجد «شیخ لطف الله» گذاشته شده. از مسجد امام با آن همه عظمت که به مسجد شیخ لطف‌الله وارد شوید، جا می‌خورید. از پله‌های ورودی که بالا می‌روید و به دالان می‌رسید، شوکه می‌شوید. فکر می‌کنید حتماً دری هست که به حیاطی باز می‌شود و شما را از این فضای تاریک بیرون می‌برد اما این طور نیست. وارد می‌شوید از دالان ورودی می‌گذرید و می‌رسید به شبستان که هم محل تدریس دروس فقهی بوده و هم محلی برای اقامه نماز توسط زنان حرم شاه. مساحت این مسجد، چیزی نزدیک به 12 برابر کمتر از مساحت مسجد امام است. مناره ندارد و تمام زیبایی‌اش در جدار داخلی و خارجی گنبدش خلاصه شده.
قبل از ورود به مسجد، به کتیبه سردر نگاه کنید که خط ثلث رضا عباسی است. «علیرضا تبریزی» از خوشنویسان بزرگ زمان خودش و البته از مهمترین شخصیت‌های هنری ایران است. در کتاب «اصفهان» تالیف «لطف الله هنرفر» درباره این شخصیت نوشته‌اند: «این استاد خوشنویسی در  تبریز شاگرد ملامحمد حسین تبریزی و علاء بیک بود و خط ثلث و نسخ را نیکو می‌نوشت. پس از  آن که در زمان شاه محمد خدابنده، پدر شاه عباس، ترکان عثمانی آن شهر را به تصرف آوردند، علیرضا از آن جا بیرون آمد و به قزوین که پایتخت صفوی بود رفت و در مسجد جامع آن منزل گرفت. او به کار کتابت مشغول شد و قسمتی از کتیبه‌های آن مسجد را   با چند قرآن در آن جا تمام کرد. علیرضا تبریزی سپس به دربار شاه عباس رفت. شاه جمعی از خوشنویسان مانند محمدرضا امامی و محمدصالح  اصفهانی و عبدالباقی تبریزی را به به او سپرد تا زیر نظر او خط ثلث بیاموزند. علیرضا عباسی تا پایان عمر در سفرهای شاه عباس هم حضور داشت».
کتیبه های زیبایی که علیرضا عباسی بر داخل و خارج مسجد شیخ لطف الله نوشته، زیباترین خط زمان خود بوده. نابغه ای که این همه شکوه و جلال و زیبایی و هنر را به این مسجد بخشیده، کسی است که سمت چپ و راست محراب را امضا نموده و خود را «فقیر حقیر محتاج به رحمت خدا، محمدرضا بن استاد حسین بنای اصفهانی» معرفی کرده است. اگر محراب را با دقت ببینید، تاریخ 1028 هجری را هم می‌توانید بر آن تشخیص بدهید. در دو طرف ورودی مسجد سکوهای مرمرین قرار دارند و درب ورودی، از چوب چناری که پس از 400 سال هنوز پابرجاست ساخته شده. دالان ورودی با چرخشی 45 درجه، خیلی آرام و نامحسوس شما را به جهت قبله می‌برد.
در مسجد شیخ‌لطف‌الله می‌توانید ساعت‌ها به بالا خیره شوید و کاشی کاری‌های زیبای جدار داخلی گنبد را تماشا کنید. این‌ گنبد روى‌ چندین‌ تاق‌ کنگره‌ دار مرتفع‌ استوار است‌ و با آیات‌ قرآنى‌ آراسته‌ شده‌. اگر به نقوش مرکز و  اطراف جداره داخلی گنبد نگاه کنید. پیچک‌ها طوری در میان ستاره‌های طلایی بزرگ مکرر پیچیده‌اند که می‌توانید نقشی طاووس مانند را تشخیص بدهید انگار که زیر گنبد این مسجد کوچک، طاووسی زیبا پر گشوده است و در دایره‌ای از نقوش اسلیمی و طاق رومی‌های زیبا محاط شده و به پنجره‌های گچ بری
می‎رسند که وظیفه نور رسانی مسجد را برعهده دارند. نورپردازی طبیعی و خیال پردازانه. نگاهتان که سر بخورد روی دیوارها، دنیایی از گل و بوته‌های به هم پیوسته آبی در متن کرمی را می‌بینید. طرح گل و بوته‌های بالا با طرح‌های پایین تفاوت دارد. از تماشای کاشی‌های معرق و هفت رنگ گنبد و دیوارها که فارغ شدید، چشم به محراب بدوزید. محرابی یک‌دست و زیبا با تاقی دندانه‌دار، کاشی کاری‌های معرق و مقرنس بسیار ظریف و لوح‌ها و کتیبه‌هایی که نام معمار بنا، خط رضا عباسی و باقر بنا و روایات و اشعار شیخ بهایی را بر خود دارند. پروفسور آرتور پوپ، ایران شناس معاصر آمریکایی در کتاب شش جلدی «بررسی هنر ایران» می‌نویسد:« مسجدی که در سمت مشرق میدان شاه و مقابل ساختمان عالی قاپو قرار دارد، یکی از شاهکارهای بی‌نظیر معماری است که در سراسر آسیا خودنمایی می‌کند. این مسجد زیبا، که همچون جواهری درخشان در تاریخ معماری ایرانیان می‌درخشد، مسجد شیخ لطف‌الله نام دارد که بر روی خرابه‎های به جا مانده از بقایای مسجدی قدیمی بنا شد. در حقیقت میدان بزرگی که قصر باشکوه عالی قاپو در یک طرف آن قرار داشت، به چنین گوهر گرانبهایی در برابر خود احتیاج داشت و شاید همین نکته شاه عباس را بر آن داشت تا با ساختن این بنا که به سختی می‌توان آن را محصور دست بشر دانست، زیبایی میدان را به کمال برساند».
بعد از خروج از مسجد، دوباره به گنبد فیروزه‌ای کوچک آن نگاه کنید، گنبدی که حالا یکی از المان‌های گردشگری اصفهان است و نقش‌های جدار داخلی و خارجی‌اش منبع الهام هنرمندان و طراحان بسیار؛ چه در نقاشی‌ها، چه در طراحی‌های پارچه و لباس و چه در هنرهای تزئینی مختلف مخصوصاً  صنایع دستی مینا.


یک بازار گردی دلچسب و خرید بهترین سوغاتی‌های نقش‌جهان
از مسجد شیخ لطف‌الله که بیرون می‌آیید دو انتخاب دارید؛ هم می‌توانید مستقیم به طرف رو به رو، ضلع غربی میدان بروید و کاخ عالی‌قاپو را تماشا کنید و هم می‌توانید از داخل بازار به سمت قیصریه بروید. بازار، ضلع سوم، مثلث دین و دولت عهد صفوی را تشکیل می‌داده و حالا گرچه با حال و هوای قدیم تفاوت‌های زیادی دارد، اما هنوز زنده است و در جای جایش می‌توانید اوقات خوبی را تجربه کنید. بازار بزرگ اصفهان، دور میدان نقش جهان کشیده شده و از انتهای بازار قیصریه تا میدان کهنه و مسجد جامع امتداد دارد. در بازار بگردید و مسجدها، مدرسه‌ها، حمام‌ها، راسته‌ها، سراها، کاروان‌سراها، تیمچه‌هایش را ببینید. بازار درست مانند شهری دور تا دور میدان کشیده شده است. در صفویه این بازار رونق بسیاری داشته و هر کدام از راسته‌هایش در انحصار شغلی بوده. می‌توانید تابلوهای «راسته طلافروشان»، «بازار عطارها»، «بازار عریان»، «راسته هارونیه»، «نیم‌آورد گلشن»، « سرای مخلص»، « سماورسازها» و« مقصودبیک» را ببینید و در میان تب و تاب و شلوغی نوروزی بازار، جوش و خروش صفوی این فضا را تجسم کنید. «آقا کافور»، «اسماعيليه»، «جده بزرگ»، «جده‏ کوچک»، «حاج حسن حکمتيه»، «شاهزاده»، «الغدير»، «ذوالفقار»، «شفيعيه»، «صدر»، «عربان»، «ساروتقي»، «ملا عبدالله»، «ناصريه» و «نوريه» نام مدارس دینی داخل بازار اصفهان است و خب می‌بینید که بازار قدیم اصفهان فقط محل مبادلات اقتصادی نبوده است بلکه درست مثل یک شهر اجزای مختلفی دارد. حجره‌های دو طبقه نمای داخلی میدان، هنوز هم کمابیش مهم ترین صنایع دستی و سوغات اصفهان را به میهمانان عرضه می‌کنند. وقتی راسته بازار را گرفتید و به قیصریه رسیدید، بایستید. قبل از ورود به بازار، چشم بدوزید به «سردر قیصریه» نقاشی‌های رضا عباسی و کتیبه‌های آجری با بیت زیبای: «غرض نقشی است کز ما باز ماند/ که هستی را نمی‌بینم بقایی» را ببینید. روی کاشی کاری معرق نفیس بالای سردر، نقشی هست نیم انسان و نیم شیر یا ببر که دمش به شکل اژدهاست و مورخان معتقدند نمادی از سال روز تاسیس برج و باروی شهر اصفهان که در آذرماه (برج قوس) بوده نشان می‌دهد. حالا با خیال راحت وارد مجلل‌ترین و بزرگ‌ترین بازار اصفهان در عهد صفوی، شوید. بعد می‌شود وارد بازار چیت‌سازها شوید؛ بازاری که حالا دیگر نامش چندان معرفش نیست، چون مغازه‌دارها ترجیح داده‌اند برای امرار معاش به فروش چیزهای دیگر و از جمله خرت و پرت‌های دنیای معاصر روی بیاورند. اما به هر حال هنوز می‌شود حس خوب یک بازار قدیمی را با قدم زدن در بازار قیصریه تجربه کرد. ظرایف بغداد، خزهای کوفی، دیبای روم، شرب مصر، جواهر بحرین، آبنوس عمان، عاج هندوستان، گلیم‌های آذربایجان و گیلان و فرش‌های اَرمَن اجناس نابی بودند که چند قرن پیش مردم اصفهان، برای خریدنشان راهی بازار قیصریه می‌شدند. حالا اما پارچه‌های قلمکار، خاتم، عتیقه‌جات، ترمه یزد، گبه فارس، لوازم آرایش، طلا و نقره، چینی‌ ها، مینا، تابلوهای قلمزنی و حتی انواع و اقسام بدلیجات و خرت و پرت‌های مختلف، بیشتر در بازار به چشم می‌خورند. از سردر قیصریه که وارد بازار شوید، خیلی زود متوجه تفاوت این راسته با راسته‌های دیگر می‌شوید. اینجا بورس فرش‌های دست‌باف، پارچه‌های قلمکاری و عتیقه‌جات است.  از اصفهان دست خالی برنگردید. مثلاً می‌توانید «پارچه قلمکار» بخرید. اگر دنبال پارچه قلمکار هستید، بازار قیصریه جای خوبی است که می‌توانید انواع مختلفش را در چندین مغازه قدیمی پیدا کنید. مخصوصاً اگر به محض ورود به بازار، راه سمت راست را انتخاب کنید. برای خریدن پارچه قلمکار به ثابت بودن یا نبودن رنگ‌هایش توجه کنیم. بعضی از پارچه‌ها رنگ طبیعی دارند و برخی رنگ غیرطبیعی ولی ثابت بودن یا نبودن رنگ‌ها به روش کار استاد کار بستگی دارد نه طبیعی بودن رنگ‌های به کار رفته در پارچه. قیمت پارچه‌های قلمکار به قدمت، نوع طرح و ثابت بودن یا نبودن رنگ پارچه، بستگی دارد. اگر آدم سخت گیری هستید، برای خریدن پارچه‌های قلمکار باید چند ساعت وقت بگذارید، چون تنوع رنگ و نقش‌هایشان بسیار زیاد است. از نقش زیر طاق مسجد شیخ لطف‌الله و چوگان بگیرید تا نقوش هخامنشی و اسلیمی و انواع بته جقه که استاد قلمکار ممکن است فی‌البداهه خلقشان کرده باشد.  انتخاب دیگرتان در خرید از اصفهان می‌تواند « مینا»، « نقره»، « مینیاتور» و «خاتم» باشد. مینیاتورها بسته به این که روی استخوان شتر یا عاج کشیده شده باشند، قیمت‌های متفاوتی دارند. مینا، بیشتر حس خوب معماری مساجد اصفهان را برایتان ماندگار می‌کند و خاتم ممکن است شما را به یاد مسجد جامع بیندازد.


عالی قاپو؛ کاخی برای تماشای چوگان و چراغان
گزینه بعدی شما در مهم ترین مقصد توریستی اصفهان، کاخ مجلل عالی قاپو است که در سال 1310 با شماره 104 در فهرست میراث تاریخی ایران ثبت شده است؛ کاخی که از داخل میدان به نظر دو طبقه می آید. از کنار، چهارطبقه و اگر از پشت میدان ببینیدش، شش طبقه است. برای دیدن عالی قاپو می توانید از راهنماهای اصفهان کمک بگیرید یا موبایل هایی را که در کنار راه پله ورودی گذاشته اند، اجاره کنید و با وارد کردن شماره هایی که روی اجزای مختلف بنا گذاشته اند، توضیحی را درباره هر کدام بشنوید. راه دیگر هم این است که این متن را بردارید و با خودتان ببرید! دیدن عالی قاپو برای کسانی که مشکل زانو دارند و نمی توانند به راحتی از پله ها بالا یا پایین بروند، غیرممکن است. راهنمای توری که یک گروه انگلیسی را آورده بود، داشت با خنده برایشان توضیح می داد که احتمالاً در آن زمان اصلاً بیماری
به نام آرتروز وجود نداشته است! کاخ تقریباً 500 ساله عالی قاپو بعد از انتقال پایتخت از قزوین به اصفهان به دستور شاه عباس اول برای ملاقات او با سفیران و شخصیت های
عالیقدر ساخته شد. با راه پله های باریکی شما از یک طبقه به بعدی می روید. هر طبقه تزیینات خاص خودش را دارد که متاسفانه حالا فقط بقایای آن همه تزیینات، گچ بری ها و نقاشی های صفوی و مینیاتورهای رضا عباسی برجای مانده است. در طبقه همکف دو تالار وجود دارد که در آن روزگار به امور اداری و دیوانی اختصاص داشت. به طور کلی عمارت عالى قاپو از دو قسمت متمایز تشکیل شده است؛ قسمت جلویى و مدخل عمارت و ساختمان اصلى کاخ. قسمت جلویى ساختمان از ساختمان اصلى جلوتر و مدخل وسیع عمارت در همین بخش واقع است. مدخل داراى تاق جناغى است و در دو طبقه طرفین آن درها و تاق نماهاى کوچک ترى وجود دارند. بالاى مدخل ایوانى هست که از سه جهت باز است و اتاق چوبى دارد. در زمان هاى گذشته به هنگام ضرورت اطراف ایوان را باپرده مىپوشانیده‏اند. حوضى با لبه هاى مرمرین در وسط ایوان قرار دارد که فواره هایى دارد؛ کف حوض را از مس ساخته‏اند. از نوشته‏ هاى جهانگردانى چون تارونیه و شاردن چنین بر مى‏آید که در گذشته دور، دیوار انتهاى ایوان و سطوح ستون ها آینه کارى بوده است. بناى این ایوان یا به عبارت دیگر تالار بر اساس کتاب قصص الخاقانى در سال 1053 هجرى قمرى آغاز شده و در مدتى بسیار اندک به اتمام رسیده است. مدخل به دهلیزى راه مى‏یابد که به صورت شمالى - جنوبى ساخته شده. در پشت این دهلیز عمارت اصلى عالى قاپو قرار دارد که در آن مقابل مدخل که از آن نام بردیم قرار دارد. اما بناى اصلى عالى قاپو از شش طبقه تشکیل شده است. در طرفین در ورودى عمارت دو سکوى سنگى وجود دارد. کتب هایى نیز در بالاى این در قرار دارد که قسمتى از آن با گذشت زمان از بین رفته است. کرباسى که پس از در ورودى قرار گرفته سقفى بلند به اندازه مدخل جلویى ساختمان دارد. در همین کرباس مقابل در ورودى عمارت اصلى، درى دیگر با دو سکو در طرفین هست که کرباس را به حیاط پشت ارتباط مى ‏دهد. بالاى این در پنجره‏اى مشبک قرار دارد که از آن نور به داخل کرباس مى ‏تابد. اتاق هاى اطراف همین کرباس در حقیقت محل ادارات دولتى بوده است.  دو راه پله مارپیچ در دو گوشه طبقه اول راه هاى ارتباطى را تشکیل مى‏دهند. بالاى طبقه اول، چهار طبقه هست که هر دو طبقه علاوه بر اتاق هایى که دارند داراى تالار بزرگ هستند. نخستین تالار به وسیله درى بزرگ به ایوان بخش جلویى عمارت باز مى‏شود. بر در دیوار این تالار نقوشى زیبا و رنگارنگ وجود دارد که اغلب از آثار رضا عباسى است. طبقه ششم تالارى بزرگ دارد که تماماً گچ کارى است. این تالار که به اتاق صوت نیز شهرت دارد، بر اساس شناخت فیزیکى صوت و انعکاس آن به نحوى ساخته شده که مثل یک استودیوى مجهز به ضبط صدا طنین‏هاى اضافى صدا را از بین
مى ‏برده است و اصوات را به صورتى صاف به تمام قسمت هاى تالار می رسانده است. دیوارهاى اتاق هاى اطراف نیز با نقاشی هاى زیبا تزیین شده‏اند. دو بخش در عالی قاپو ویژه تر هستند، اول تالار باشکوهی که 18 ستون و یک حوض مرمری دارد و دیدی وسیع به تمام میدان نقش جهان. از این جا شاه عباس و میهمانانش بازی چوگان را تماشا می‎کردند و حالا از آن حال و هوا فقط ستون های سنگی چوگان در میدان باقی مانده و در تالار هم سال هاست داربست های سقف و ستون ها
مانع از آن شده اند که با خیال راحت تا جلوی ایوان بروید و تمام میدان را تماشا کنید. قاپو یا قاپی در زبان ترکی به معنی در، درگاه و ورودی است و عالی به معنی باشکوه، بزرگ و با ارزش می باشد. بنا بر گفته های تایید نشده، درب اصلی بنا را شاه عباس از نجف و مقبره علی بن ابی طالب به این مکان انتقال داده است. کتیبه بالای سردر ورودی با عنوان «انا مدینه العلم و علی بابها» و استقرار ۱۱۰ توپ جنگی در مقابل کاخ به حساب ابجد نام علی را عنوان می کنند. دومین بخش ویژه بنا اتاق صوت است. همه طبقات را با اشتیاق بالا بروید تا به این اتاق ویژه برسید. گچ بری های
زیبای طبقه ششم به شکل انواع جام و صراحی در طاق ها و دیوارها تعبیه شده اند.
 اما هیچ ظرف و جامی نمی توانید در این فضاها قرار دهید، چرا که با کوچک ترین اشاره خواهند ریخت! این احجام در سقف را هم می توانید به پای یک هنرنمایی عالی بگذارید و هم به دلیل انعکاس های حاصل از نغمه های سازندگان و نوازندگان به وسیله این اشکال مجوف گرفته شده و نغمه ها و صداها طبیعی و بدون انعکاس به گوش برسند. «دولتخانه مباركه نقش جهان» یا «قصر دولتخانه» در نوروز هم برو بیای زیادی دارد و خب بیم یادگاری نویسی و آسیب زدن برخی از بازدیدکنندگان باعث شده هشدارهایی نوشته شوند؛ مثلاً ماده 558 قانون مجازات اسلامی که مبنی بر آن، هر کس هر گونه آسیبی به بناهای تاریخی وارد کند، موظف به جبران خسارت وارده است و همچنین به حبس از یک ماه تا 10 سال محکوم می شود.


مثل چشما نتان از جورجیر مراقبت کنید!

از میدان نقش جهان که خارج شوید، یکی از مقاصدتان می تواند کوچه باغ قلندرها باشد که هم از بازار راه دارد و هم از خیابان سپه و حکیم. مسجد حکیم و سردر جورجیر دو جاذبه مهمی است که در این کوچه باید ببینید و البته برای ناهار یا شام هم می توانید روی حمام «جارچی باشی» که یک بنای 500 ساله است و به رستوران تبدیل شده و یا هتل کنار آن حساب کنید. سردر جورجیر چند متر بیشتر با ورودی کوچه به خیابان حکیم، فاصله ندارد. بنایی که شما را شگفت زده خواهد کرد. این سردر خیلی اتفاقی حدود 60 سال پیش پیدا و از لابه لای دیوارهای گلی خارج و تعمیر شد. گچ بری ها و آجرکاری های جالب این سردر را تماشا کنید. مافروخی در کتاب «محاسن اصفهان» در توصیف این مسجد آورده که این بنا توسط صاحب بن عباد ساخته شده و دارای شبستان ها، خانقاه ها، کتابخانه و مدارسی بوده است. وی می نویسد این مسجد از مسجد جامع اصفهان کوچک تر، ولی از آن زیباتر و مستحکم تر بوده است. مناره این مسجد از خشت خام به ارتفاع صد ذرع بوده است. مقدسی در سال 375 هجری قمری از مسجد جامعی یادکرده که ستون های
گردی داشته و در ضلع جنوبی آن مناره رفیعی به ارتفاع 70 گز وجود داشته که همگی از خشت ساخته شده بوده اند. به نظر می رسد این توصیفات درباره مسجد جورجیر باشد. این تنها اثر باقیمانده از دوران حکمرانی حکومت آل بویه و پایتختی اصفهان است؛ قوش یگانه به کار رفته در سردر جورجیر آمیخته ای است از طرح های خطی هفت شاخه، کتیبه های کوفی، طرح های گل و برگ، شمعدان های
سه شاخه، نقوش پایه شمعدان، نقش لاله گون، طرح های هندسی، نقش هایی شبیه حروف عبری و پهلوی، شمسه هشت، درخت و پرنده، غنچه های محدب، نقوش گیاهی بالمانند، تزیینات زنجیری، شمعدان هفت شاخه، و گل های سهپر لاله مانند که هر یک هماهنگ با دیگر نقوش در جای خود نشسته اند. هنرآنلاین در مطلبی که درباره تخریب های این بنا منتشر کرده به شاخص ترین ویژگی سردر جورجیر اشاره می کند و می نویسد: «یک قوس شکنج یا کنگرهای بزرگ یازده پر بر فراز آن به عنوان شاخص ترین بخش در نوع خود بی نظیر است و پشت بغل های
آن با نقوش چلیپای ایرانی تزیین شده است. نمونه های کوچک تری از این کمان شکنج را با پنجپر بر فراز دو تاق نمای کوچک تر در دیواره های جانبی سردر می توان دید که در بالا و پایین شبدری پنجپر آنها، نقوش شمسه هشت و نقوش شبیه حروف الفبای پهلوی و عبری به کار رفته است که نشانه ای از توجه سازندگان بنا به نمادهای ادیان گوناگون است. از کتیبه سردر دیلمی جورجیر که به خط کوفی گچ بری شده بود، در طرف راست فقط عبارت« بسم الله الرحمن الرحیم» و در طرف چپ سردر، عبارت «بالقسط لاالله الاهوالعزیزالحکیم» برجای مانده و بقیه کتیبه از بین رفته است. در نماهای خارجی طرفین سردر و در داخل تاق نماهای آجری آن عبارات « لااله الا الله»،
« محمد رسول الله»، «القدره لله»، « العظمه لله»، «سبحان الله»، « الحمدلله» به خط کوفی گچ بری شده و باقی مانده است. از پایین تا بالای فرورفتگی دیوار سمت راست بیرونی سردر، پنج جفت نقش شمعدان مانند تکرار شده است که در بالای هر هفت نقش شمعدان، کتیبه ای مستطیل شکل دربرگیرنده عبارات قرآنی به خط کوفی دیده می شود. در هر نقش شمعدان مانند، در طرفین یک شاخه اصلی، سه جفت شاخه با زاویه شکست 90 درجه بر روی هم جاگرفته و لبه بالایی شاخه های دوم و سوم با گردشی نرم به بیرون خمیده شده است.  از دیدگاه نگارندگان، این نقوش یادآور شمعدان حَنوکا (Hanuka Candlestick) است. پیروان آیین یهود شمع های شمعدان هفت شاخه حنوکا را در «عید حنوکا»یا «عید اخلاص» یا «جشن روشنایی» روشن می کنند و در این جشن هشت روزه که از نظر زمانی به عید کریسمس نزدیک است، یاد و خاطره پیروزی های کهن را زنده می‏کنند. بر بنیان یک روایت مذهبی یهود، عید حنوکا یادآور تنها چراغ باقیمانده در نیایشگاه مکابیون در زمان جنگ با یونانیان است که گرچه تنها برای مصرف یک روز روغن داشته، اما به مدت هشت روز روشن می ماند. در پایین دیوار بیرونی چپ سردر، نقش دو جفت پرنده در دو ردیف (چهار پرنده) به نشانه چهار پدیده طبیعی نماد زندگی در فلسفه ایران باستان، در زیر یک درخت به چشم می خورد که به نظر می رسد تکرار نماد درخت زندگی و الهام گرفته از معماری ایرانی پیش از اسلام به ویژه معماری دوران هخامنشی و ساسانی باشد. یکی دیگر از نقوش جالب توجه دیوارهای جانبی، نقوش گیاهی تداعی کننده بال شاهین، پرنده نماد قدرت در ایران باستان و همچنین یادآور نماد فروهر است. در دو طرف بالای درگاه ورودی و داخل نیمگنبد، دو پیلپوش متقارن پوشیده از نقوش گیاهی و هندسی هستند. استفاده از نقوش ترازو مانند در لابه لای نقوش گیاهی که یادآور « مهر ترازو دار» نماد دادگستری در ایران باستان هستند و تاکید در به کارگیری عبارت « قسط» در کتیبه گچ بری سردر، می تواند نشانه ای از کاربری دیگر بنای جورجیر به عنوان جایگاهی برای رسیدگی به مسائل حقوقی مردمان آن زمان باشد. به این ترتیب به نظر می رسد که آمیختگی کم نظیر این نقوش در سردر جورجیر صرفا با هدف تزیین سازه به کمک نقوش متداول در معماری ایرانی نبوده و انتخابی هدفمند و دارای پیام خاص بوده است. با توجه به سابقه همزیستی پیروان ادیان اسلام، یهود، مسیحی و زرتشتی در اصفهان و برپایه نقش های برجای مانده در سردر جورجیر، به نظر می رسد که بنای جورجیر در زمان خود کاربری فراتر از یک مسجد داشته و به عنوان «خانه ادیان» و به نشانه صلح و همزیستی پیروان ادیان گوناگون در اصفهان ساخته شده بود. مسجد جورجیر حالا دیگر وجود ندارد اما سردر هزار ساله اش همچنان در ضلع شمال غربی مسجد حکیم آرام و بی صدا ایستاده است. احتیاجی نیست تا برای دیدن این موزه بلیط تهیه کنید، تماشایش کنید. مراقبش باشید و بگذرید!

چهلستون؛ بنایی که هم عصبانیتان می کند و هم از دیدنش لذت می برید!
بعد از سردر جورجیر و مسجد حکیم، می توانید رد خیابان حکیم را بگیرید، وارد خیابان سپه شوید و چهلستون را ببینید. بهترین دیوارنگاره های
عصر صفوی در این کاخ سلطنتی زیبا وجود دارد. عمارت تقریباً 400 ساله چهلستون در میان باغی برای پذیرایی از میهمانان خارجی دربار ساخته و از چند بخش تشکیل شده است. اول از همه حوض و ایوان عمارت را می بینید. اگر حوض پرآب باشد، دلیل نام «چهل» ستون را متوجه خواهید شد و برایتان این سوال پیش نمی آید که چرا در واقع
20 ستون می بینید. تالار تشریفات، اتاق های شمالی، اتاق های جنوبی و ایوان آیینه بخش های مختلف کاخ موزه چهلستون هستند که باید آرام تماشایشان کنید. قدیمی ترین و ارزشمندترین دیوارنگاره های کاخ، در تالار مرکزی آن است. برخی از آنها حاصل هنر رضا عباسی هستند و بقیه را هم سه شاگردانش، محمدیوسف، محمدقاسم و
افضل الحسینی کشیده اند. تابلوی بزرگ مجلس بزم شاه عباس دوم و پذیرایی او از شاه ترکستان را با دقت ببینید و برسید به تابلوی مجلس پذیرایی شاه طهماسب اول از همایون پادشاه هندوستان. در چهلستون هم باید مدام سرتان را بالا بگیرید. سقف و دیوارها پر از جاذبه‎هایی هستند که باید ریزبینانه تماشایشان کنید. هر چند اگر بفهمید که برخی از این نقاشی های زیبا بر روی نقاشی های ارزشمندتری قرار دارند، شاید در میانه لذت بردن، عصبانی هم بشوید؛ درست مثل لرد کرزن، خبرنگار روزنامه تایمز در ایران که وقتی چهلستون را دید و فهمید که قاجارها روی نقاشی های صفوی دیوارهای کاخ، یک لایه گچ کشیده و خودشان کاخ را نقاشی کرده اند، گفت: «اگر آن کافر را گیر آورده بودم، او را با خوشحالی در بشکه ای از رنگ خودش خفه می کردم». حالا بخشی از آن لایه های قاجاری تخریب شده اند که البته در برخی قسمت ها
به بنا هم آسیب رسیده، ولی در بخشی نقاشی های صفوی پیدا شده اند.
وقتی به دو ایوان کوچک شمالی و جنوبی می روید، حس می کنید
نقاشی ها متفاوتند؛ انگار که حاصل کار نقاشان اروپایی دربار صفوی بوده‎اند. در میانه گردش در چهلستون به صحنه جنگ چالدران
می رسید و این تنها نقاشی تاریخدار کاخ است. نادرشاه افشار در فتح هندوستان را ببینید و برسید به صحنه آماده شدن شاهزاده خانم هندی برای قربانی شدن در مراسم تدفین همسرش. چهلستون با عظمت بی بدیلش
همیشه مورد خدعه کوته فکران بوده است و البته تا حدودی جان سالم به در برده. مثلاً ظل السطان که شخصیت منفور تاریخ اصفهان است و ویرانی های زیادی در این شهر به بار آورد، کاخ های
آیینه خانه، هفت دست و نمکدان را تخریب کرد، اما بازرگانان اصفهان توانستند چهلستون را به عبارتی، از او بازبخرند و نجات دهند.


خانه ظل السلطان یا موزه هنرهای معاصر
بعد از چهلستون، موزه هنرهای معاصر اصفهان را ببینید. هم در ایام سال و هم هر نوروز نمایشگاه هایی در گالری های مختلف این خانه تاریخی برپا می شود. این خانه تاریخی، زمانی به عنوان خانه ظل السلطان به شمار می رفته و دیوارهایش پر از سر حیوانات مختلفی بوده که او در شکارهایش می گرفته، اما حالا می توانید آثار هنری هنرمندان معاصر شهر را در آن ببینید. اگر اهل موزه گردی هستید، دیدن موزه تاریخ طبیعی و موزه هنرهای تزئینی (رکیب خانه) را هم که در کنار چهلستون هستند، از دست ندهید.

هشت بهشت؛ مظلوم و زیبا و جان سالم به در برده!  
از خیابان استانداری وارد خیابان باغ گلدسته شوید و سراغ کاخ هشت بهشت را که در پارک شهید رجایی است بگیرید؛ کاخی مظلوم که از انبوه کاخ ها و عمارت های صفوی این محدوده تنها و یکه به جای مانده و حالا با شماره 227 در فهرست آثار ملی ایران هم ثبت شده است. وارد کاخ تقریباً 350 ساله «هشت بهشت» می شوید. بخش مرکزی کاخ به صورت چهار صفه ساخته شده است. سقفی که بر فراز این بنا استوار است، پوشیده از مقرنس های گچی خوش رنگ و خوش طرح است. اتاق های طبقه اول در چهار گوشه عمارت تزئیناتی از گچبری و نقاشی دارند. در طبقه دوم عمارت نیز مجموعه ای از رواق ها و اتاق ها و طاق ها
و پنجره ها را می توانید تماشا کنید. این طبقه به راهروها و اتاق های متعددی تقسیم شده که هر یک تزئینات خاصی دارند. در برخی حوض آب و در بعضی بخاری های دیواری تعبیه شده اند. دیوارها را نیز آینه های
فراوان پوشانده اند. سقف ها را تماشا کنید که با موزائیک های عالی پوشانده شده اند. همه فضاها با هم مرتبط اند و یک عمارت یکدست را تشکیل داده اند. آندره گدار، باستان شناس و ایران شناس می گوید: «کاخ هشت بهشت با تالاری که از هر سو باز است و با چهار عمارت کلاه فرنگی در چهار گوشه خود هنوز هم ترکیب اصلی و مختصری از لطف و ملاحت روزگاران گذشته را حفظ کرده است.» هشت بهشت در مقایسه با چهلستون و عالی قاپو کوچک تر است و تزئینات و زیبایی های
کمتری دارد، اما این چیزی از جذابیت و ارزش بنا کم نمی کند.

چهارباغ؛ گردشگاهی که خیابان است
از کاخ هشت بهشت به سمت بازار هنر بروید. از داخل بازار 300 ساله که حالا به فروش طلا و نقره اختصاص دارد، رد شوید و به چهارباغ برسید که با شماره 109 در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده است؛ خیابانی که فقط محل عبور نبوده و شاه عباس اول دستور ساختنش را به عنوان یک گردشگاه برای خانواده سلطنتی و درباریان داده است. اصفهان صفوی را تصور کنید؛ وقتی به گفته پیتر دولاواله، سیاح معروف ایتالیایی، زنان دربار و زنان عادی شهر روزهای چهارشنبه با روی گشاده در خیابان غرق شده چهارباغ قدم می زدند و در پرتو مشعل ها و شمع ها به پل سی و سه چشمه می رسیدند. شاردن هم که چهارباغ زمان شاه عباس دوم را دیده است، در توصیفش
می گوید: «زیباترین معبری است که تا کنون دیده و یا شنیده ام.» حالا البته چهارباغ پر است از ماشین و موتور و آرامش را فقط در فضای میانی اش که هنوز کماکان درخت و جوی آب و نیمکت های دایره وار دارد، پیدا کنید. چهارباغ حالا به سه قسمت پایین، عباسی و بالا تقسیم می شود. خیابان چهارباغ پایین از میدان امام حسین (دروازه دولت) تا میدان شهدا ادامه دارد. چهارباغ عباسی که زیباترین بخش است، از دروازه دولت تا سی و سه پل امتداد یافته و از پل که بگذرید، می توانید وارد چهارباغ بالا شوید که تا دروازه شیراز ادامه دارد.

مدرسه چهارباغ؛ جایی که شما را به درس خواندن فرا می خواند!
درست کنار بازار هنر در خیابان چهارباغ عباسی، مدرسه 300 ساله چهارباغ را می بینید که در فهرست آثار ملی هم ثبت شده. مدرسه ای که به نام های «مدرسه سلطانی» و «مدرسه مادر شاه» معروف بود، حالا به «مدرسه امام صادق» شناخته می شود و ایام نوروز تنها زمانی است که می توانید از این مدرسه بازدید کنید؛ چرا که در باقی ایام سال مردان محصل علوم دینی در این مدرسه ساکن هستند. مخصوصاً برای خانم ها فقط همین 13روز عید فرصت بازدید است. دیدن این بنای چهار ایوانی را باید از همان درب ورودی اش آغاز کنید که نمونه تحسین برانگیز صنایع ظریفه است و زرگری، طلاکاری، طراحی، قلمزنی اش نظیر ندارد. اولین وجه شاخص این بنا، گنبد آن است که می گویند پس از مسجد شیخ لطف الله زیباترین گنبد را دارد. این مدرسه را «موزه کاشیکاری» هم
می دانند و دلیلش انواع کاشی های هفت رنگ، معرق، گره چینی، پیلی و معقلی است که بر دیوارها، سقف و مناره هایش دارد. محراب و منبر مرمرین یکپارچه را تماشا کنید. درختان چنار داخل مدرسه همسن خود بنا هستند و مشرف به 150 حجره ای که محل تحصیل طلاب هستند. مدرسه، چهار حیاط خلوت، چهار ایوان و دو طبقه دارد. حجره مخصوص شاه سلطان حسین را ببینید و سنگاب ها و ساعت آفتابی را؛ اجزایی که هنرمندانه برای آرامش آنها که به تحصیل علوم دینی مشغولند، تدارک دیده شده اند.

پل های اصفهان؛ یک پیاده روی جانانه
سال گذشته، این موقع، زاینده رود زنده نبود و مسافران نوروزی اصفهان مجبور بودند پل های تاریخی را بر بستر خشک رود ببینند. نوروز امسال اما اصفهان به زاینده رودش زنده است، بنابراین یک دل سیر در کناره های زاینده رود قدم بزنید. اول از پل شهرستان شروع کنید که از زمان ساسانیان تا به امروز مظلومانه در شرقی ترین ضلع شهر ایستاده. تمام کناره های زاینده رود پارک و بوستان است بنابراین می توانید خودتان را به یک پیاده روی جانانه میهمان کنید. بعد از پل شهرستان که ردپای ساسانیان، دیلمیان و سلجوقیان را بر خود دارد، به پل بزرگمهر که جدید است می رسید. اما بعد، دومین پل تاریخی در مسیرتان، «خواجو» است که در  133 متر بر عرض رودخانه ساخته شده و تقریباً 350 سال عمر دارد. تزئینات کاشی کاری
و شیرهای سنگی دو طرفش را تماشا کنید و روی پله هایش بنشنید به دیدن جوش و خروش رود و شنیدن نغمه آوازخوانان زیر دهانه های پل. مقصد بعدیتان پل جویی است که روزگاری فقط به عبور و مرور درباریان تعلق داشته است. از روی هیچ کدام از پل های تاریخی اصفهان دیگر امکان عبور و مرور با اتومبیل نیست، ولی هنوز دوچرخه ها و پیاده ها می توانند لذت عبور از پل را درک کنند. بعد از جویی یا چوبی، به پل فردوسی که جدید است می رسید و سومین پل تاریخی که باید بعد از آن ببینید، سی و سه پل یا پل الله وردی خان است با 33 دهنه، 295 متر طول، 14 متر عرض و 400 سال سابقه! بعد از سی و سه پل باید از پل آذر و فلزی که جدید هستند، بگذرید و به مارنان برسید که دروازه ورود شما به ریه اصفهان، ناژوان، است.

از مناره سلجوقی تا کلیسای وانک
اصفهان داشته های تاریخی مختلفی دارد که برای دیدنشان چند ساعت و چند روز به هیچ وجه کافی نیست. حتی همه آنهایی که ده ها
سال در این شهر زندگی کرده اند هم نتوانسته اند همه داشته های تاریخی این شهر را یک دل سیر تماشا کنند. بنابراین پرونده نوروزی اصفهان را با نام بردن بخشی از بقیه ابنیه تاریخی شهر که در این پرونده به تفصیل معرفی نشده اند، به پایان می بریم. از مدرسه چهارباغ که بیرون بروید، در ابتدای خیابان آمادگاه، به کاروانسرای مادر شاه که حالا یکی از دو هتل پنج ستاره اصفهان و یکی از مجلل ترین هتل های کشور است، می رسیم. می توانید با خرید بلیت که در اصل ژتون است، ضمن دیدن برخی از فضاهای داخل بنا، چای، آش رشته یا غذایی در هتل بخورید. حمام دردشت، حمام علی قلی آقا و حمام رهنان سه حمام- موزه
تاریخی واقع در شمال شهر اصفهان هستند. آتشگاه با قدمت ساسانی و منارجنبان از جمله جاذبه های توریستی شمال غربی شهر هستند. منارجنبان از دو مناره و یک بقعه تشکیل شده و قدمتش به دوره ایلخانی برمی گردد. در میان همه بناهای تاریخی مختلف اصفهان، برخی ها مظلوم‎ترند. مثلاً مناره ها که از آن جمله عبارتند از: مناره سلجوقی مسجد علی (در میدان کهنه)، مناره سلجوقی ساربان و مناره دارالضیافه (در محله جویباره) و مناره باغ قوشخانه (در محله طوقچی). مسجد علی و هارون ولایت که از دوره شاه اسماعیل اول در محله میدان قدیم باقی مانده. محله جلفا با کلیسای تقریباً 300 ساله وانک (که دیوارنگاره های زیبا از جمله دیوارنگاره شام آخر و موزه ارزشمندی دارد)، کلیسای مریم و کلیسای بِدخهم (بیتالحم) هم از جمله مهم ترین جاذبه های توریستی اصفهان به شمار می روند. عصارخانه شاهی را که کارخانه روغن کشی سنتی بوده، هم در بازار میدان نقش جهان ببینید.

غذاگردی چرب و شور و شیرین در اصفهان
اصفهان، به جزپتانسیل‌های طبیعی و تاریخی، یک برگ برنده مهم دیگر هم در زمینه جذب گردشگران دارد و آن چیزی نیست جز غذا! آنها که به غذاگردی علاقه ویژه‌ای دارند، می‌توانند حساب ویژه‌ای برای اصفهان باز کنند. رستوران‌های مختلف شهر را بگردند و غذاهای سنتی خوشمزه را امتحان کنند. برای صبحانه، حلیم شیر و عدسی را انتخاب کنید. عدسی را خیلی از شهرها دارند ولی این غذای مطلوب صبحانه، در هر شهری رنگ و بو و مزه خاص خودش را دارد؛ مثلاً در بیرجند درست شبیه خورش قیمه است و رنگ قرمز رب را دارد اما در اصفهان این غذا به رنگ تیره عدس است و حاوی عدس‌های کوبیده شده. معمولاً عدسی را با حلیم شیر در کنار هم می‌خرند و با نان داغ، به عنوان یک صبحانه مفصل اعلا میل می‌کنند. این غذا را می‌توانید از طباخی‌های مختلف سطح شهر، در نوروز تهیه کنید. تا ظهر وقت دارید که در شهر بگردید و وقتی حسابی گرسنه شدید، از میان غذاهای سنتی اصفهان که معمولاً چرب و البته لذیذ هستند، یکی را انتخاب کنید. «بریان» اولین گزینه است. غذای سنتی اصفهان که البته برای خوردنش باید به اوضاع فیزیکی‌تان توجه کنید و اگر فکر می‌کنید چربی زیاد غذا ممکن است باعث بروز مشکلاتی برایتان بشود، یا نوع رژیمی را سفارش بدهید که چربی کمتری دارد و یا پس از ناهار، خودتان را به یک پیاده‌روی حداقل یک ساعته میهمان کنید! بریان از گوشت گردن که بدون ادویه و فقط با پیاز پخته و از استخوان جدا و چرخ شده، درست می‌شود. این گوشت پخته چرخ شده بعداً در کف‌گیر مخصوص بریان مزه‌دار و سرخ می‌شود. بنابراین پیشخدمت برایتان یک سینی می‌آورد که در آن نان تازه است و داخل نان، بریان است که با ریحان و مغز بادام و گردو و دارچین تزیین شده. کنار بریان، جگر سفید هم می‌گذارند. جگر سفید یا شش در این غذا فقط پخته می‌شود دیگر سرخ نمی‌شود. ظرف دومی هم برایتان می‌آورند که آبگوشت بریان را دارد و با کشک و تکه‌های نان سرو می‌شود. برای همین است که این غذا را بیشتر برای کسانی که فعالیت فیزیکی زیادی دارند یا جوان‌ترها توصیه می‌کنند. گاهی کنار بریان خرما هم می‌گذارند که به هضم غذا کمک می‌کند. دومین گزینه غذاگردان در اصفهان، «قیمه‌ریزه» است که به لهجه اصفهانی با عنوان «قرمزه نخودچی» هم از آن یاد می‌شود. این غذا از گوشت گوسفند بدون چربی چرخ شده که به کمک آرد نخودچی به صورت گلوله‌های کوچک درآمده درست و معمولاً با نان سرو می‌شود. بعد از ناهار «خورشت ماست» را امتحان کنید؛ دسری که برخلاف نامش، نه ماست است و نه خورش. خورش ماست، دسر لذیذ و اعیانی اصفهان، خاطرخواه زیاد دارد و به راحتی می‌تواند مکمل خوبی برای یک ناهار چرب و حسابی مثل بریان باشد. مهم تر این که آنها که ماست را به خاطر پایین آمدن فشارشان نمی‌خورند می‌توانند بدون نگرانی خورشت ماست را که هم ماست دارد، هم زعفران و هم گوشت، بخورند. رستوران‌های مختلف هر طور که می‌توانند و صلاح می‌دانند خورشت ماست را درست می‌کنند. گاهی آن‌قدر زعفرانش را کم می‌کنند که رنگش به سفیدی ماست می‌شود و آن قدر گوشتش را کم می‌گیرند یا خوب ورز نمی‌دهند که خورشت ماستشان واقعاً شبیه خورش می‌شود! گاهی ته مزه‌اش به ترشی می‌زند چون ماستی که استفاده کرده‌اند ترش بوده و گاهی آن قدر شیرین است که یک قاشقش را بیشتر نمی‌توانید بخورید. اما اگر غذاگرد حرفه‌ای باشید، با یک نگاه از دو کیلومتری خورشت ماست مرغوب را تشخیص می‌دهید! یعنی خورشت ماستی که گوشتش به قاعده بوده و خوب هم ورزش داده‌اند، ماستش مرغوب و شیرین بوده و البته مقدار زعفرانش از پس تامین رنگ طلایی‌ یک دسر درجه یک برآمده است. بعد از این ناهار پرکالری وقت گردش در شهر است. می‌توانید در خیابان حافظ یا حتی در چهارباغ بالا، «فرنی» را که از نشاسته درست می‌شود و یک میان وعده سبک و سرد است، امتحان کنید. یا حتی سراغ «دوغ و گوشفیل» را که شور و شیرین است و برای غیراصفهانی‌ها عجیب، بگیرید. وقتی حسابی حق گردشگری شهری مانند اصفهان را به جا آوردید، برای شام برنامه‌ریزی کنید. مهم ترین انتخابتان برای یک شام سنتی در نصف جهان، «کشک بادمجان» است که از بادمجان پخته و کوبیده ‌شده و کشک تهیه می‌شود. گزینه انتخابی دومتان هم می‌تواند «حلیم بادمجان» باشد که از نظر ظاهری کمی شبیه خورشت ماست است البته با رنگی تیره‌تر. حلیم بادمجان از پیاز و نعناع داغ و بادمجان سرخ و کوبیده شده تهیه و با نان میل می‌شود.