چاپ

متن و عکس مهدی تمیزی

مُسعَرِبن المُهَلهَل معروف به «ابودُلَف»(1)، شاعری خوش بیان و از گردشگران عرب بود که حدود هزار سال پیش(2) به اصفهان سفر کرد. او که حدود 90 سال زندگی کرد، بیشتر در رنج و سختی روزگار خود را گذراند، ولی هیچ گاه از سفرکردن دست برنداشت. عشق او در سفر، یافتن اهل دانش و سپری کردن زندگی در کنار دانشمندان بود. خود او
می نویسد: «به بسیاری از سرزمین های خدا سفر کردم و در جای جای آن زندگی کردم.مردمان چه در جای زندگی ام و چه در هنگام سفر کردنم، حسادت کردند؛ اما من به هر کجا سفر کردم، برای الفتی بود که با مردم آنجا داشتم.»
در اصفهان، ابودلف در محضر «صاحب بن عباد»(3) حضور می یافت و از یاران و دوستداران او بود. با اینکه ابودلف از مردم جنوب عربستان بود و خوی آنها را داشت، اما تفاوتش با آنها این بود که او سفر می کرد و سفرنامه می نوشت. مسیر مسافرت های او به هند، چین، بخارا، تبت، ایران و دیگر سرزمین ها را اگر رسم کنیم، از گردش چلیپایی و عجیب او حیرت زده می شویم. شهرهایی از ایران را نیز که ابودلف دیده، از این قرار است: طوس، خراسان، گرگان، نیشابور، بسطام، دامغان، دماوند، اصفهان، قم، ری، همدان، نهاوند، ایذه اهواز، قصر شیرین، قرمسین(کرمانشاه) و بسیاری از شهرهای دیگر.
او بیش از هرچیز، علاقه مند به دیدن آثار قدیمی و مناظر طبیعی بود. چرا که هم گیاه‌شناس بود و هم معدن‌شناس؛ همچنین در کنار توجه به این موضوع ها، به آثار معماری گذشتگان (به ویژه آثار دوران هخامنشی و ساسانی) هم پرداخته است و انعکاس این آثار معماری در نوشته‌های او،سبب شگفتی پژوهشگران و
جغرافیدان های سده‌های 4 و 5 ق. (10 و 11 م.) شده است.
رساله ابودلف، سرشار از مطالب ارزشمندی است که نمونه‌هایی از آن را کمتر می‌توان در نوشته‌های پیشینیان و یا هم دوره های او دید؛ ابودلف در
گزارش های خود، داستان‌های شفاهیی را که سینه به سینه گفته شده‌اند و دربرگیرنده شگفتی‌های طبیعی و اطلاعات تاریخی، اقتصادی، جغرافیایی و فرهنگی می‌شوند آورده و به آثار خود جنبه‌ای مردم‌شناسانه داده است.
برخی از پژوهشگران چون ولادیمیر مینورسکی(4)، از ابودلف به عنوان نخستین نگارنده‌ای نام می‌برند، که از جایگاه به بند کشیده شدن ضحاک در دماوند سخن می‌راند؛ ابودلف در مورد دماوند چنین می‌نویسد:
« دماوند (5)، کوه بسیار بلند و باشکوهی است؛ زمستان و تابستان، قله آن از برف پوشیده شده و مردم آن را از گردنه همدان به چشم می‌بینند. برخی از عوام بر این عقیده اند که سلیمان‌بن داوود، یکی از دیوهای سرکش به‌نام «سنگ سرشکن» (6)، را در آنجا زندانی کرده و برخی دیگر عقیده دارند که « شاه فریدون»، « ضحاک»(7) را در آنجا زندانی کرده است. مردم بر این باورند، دودی که از دهانه های غار این کوه بیرون می‌آید، نفس ضحاک است و آتشی که در این کوه نهفته است، آتش چشمان اوست و خرخر او نیز از غار شنیده می‌شود.»
گزارش های ابودلف در سفرنامه اش، آمیخته است با
توصیف هایی از هر شهر؛ همانند این موارد که: «خاک همدان با طلا آمیخته است.»، «در این شهر [نهاوند]، یک گاو و یک ماهی سنگی زیباست و این دو مجسمه، طلسمی است که برای برخی از بیماری‌های شایع ساخته شده است.»، «چاه‌های آب قم، از خنک ترین و گواراترین آب های روی زمین است، چاه‌هایی که گاهی در تابستان از آنها برف بیرون می‌آید.».
او به برخی از چشمه های آب معدنی ایران نیز اشاره
می کند و از ارزش هر یک می گوید «چشمه ای در «طارم» است که آب چشمه در مجاورت هوای آن تبدیل به سنگ می‌شود و آب این چشمه برای درمان خونریزی‌های رحمی مفید است و سنگ چشمه نیز برای التیام زخم‌های کهنه پشت الاغ کارساز است.» او از شهری میان مراغه و زنجان، به نام «الران» نام می‌برد و می نویسد: «در این شهر، جویباری جاری است و هر که از آب جویبار بنوشد، مبتلا به سنگ کلیه نمی‌شود.» همچنین از ارزش های چشمه «زرواند» در نزدیکی سلماس چنین می ‍‌نویسد: «از آب چشمه برای درمان نرمی استخوان و بهبود دمل و زخم استفاده می‌شود. مردم بر این باورند که هرگاه انسان یا حیوان وارد این آب شود، از آسیب زخم‌ها مصون می‌ماند.
در نزدیکی این چشمه، جویی با آب گوارا و خنک روان است و نوشیدن این آب، انسان را از دیفتری و گرفتگی عروق در امان می‌دارد و سودا و زرداب را از بین می‌برد و هر بیمار مبتلا به شب‌کوری، چشمان خود را با آن آب سرد شست و شو دهد، بینا می‌شود و هرکه گِل آن چشمه را ببوید، چشمانش از برف‌زدگی نابینا نمی‌شود.»
ابودلف از آب هایی نیز یاد می کند که نزد مردم نامبارک است؛ همانند آبی در «ری» که می نویسد: «مردم از آن آب کراهت دارند و آن را به فال بد می‌گیرند و بدان نزدیک نمی‌شوند و معتقدند شمشیری که یحیی‌بن‌زید (8) با آن کشته شده، در این آب شسته شده است».
ابودلف اشاره هایی نیز به طب عامیانه مردم ایران دارد و نمونه ای از آن چنین است که: «مردمان شهر «الران»، از حشره‌ای که از ابرها بر زمین می‌افتد، پمادی تهیه می‌کنند که برای درمان ریزش مو مفید است.»
همچنین در مورد علوم وابسته به گیاه‌شناسی نیز گزارش هایی دارد. او از گیاهی به نام «قاقلی» در ایذه یاد می‌کند که مردمان بومی از عصاره آن برای درمان نقرس بهره می‌برند.
اکنون در پایان بخش دوم از سلسله مقاله های اصفهان و گردشگران فرنگی، به بخش هایی از سفرنامه ابودلف در باره اصفهان می رسیم:« اصفهان دارای هوای صاف و سالم و خالی از حشرات است. بوی گوشت در آن شهر تغییر نمی کند. هرگاه دیگ غذا پس از یک ماه پخت و پز به همان حال باقی بماند، تغییری در آن روی نمی دهد.
بدن مردگان در خاک آنجا نمی پوسد؛ در اصفهان چنانچه شخصی برای منظور خاصی زمین را حفر کند، ممکن است به قبری برخورد نماید که هزاران سال بر آن گذشته باشد.
خاک اصفهان بهترین خاک روی زمین است. در اصفهان سیب مدت هفت سال، تر و تازه می ماند. در آنجا گندم ـ برعکس سایر نقاط ـ دچار شپش خوردگی نمی شود. در آن شهر آثار تاریخی زیبا، زیاد است.
میان اصفهان و اهواز، پل «ایذج» قرار دارد. این پل از شگفتی های قابل توجه جهان است؛ زیرا با سنگ بر روی بستر رودخانه خشک و عمیقی بنا شده است.»


این ابودلف، هیچ نسبتی با «ابودلف عجلی کرجی»(درگذشته در 225 یا 226ق، بغداد) که جنگاور، شاعر و موسیقی دان برجسته بود و شهر کرج (یا: کره) را به کمال رسانید، ندارد.
سفر او به شرق و ایران، حدود سال های 301 تا 385ق. برابر با 942 تا 995م. بوده است. او از سال 331 تا 341 ق. به مدت ده سال، به مسافرت در شهرهای ایران پرداخته است. صاحب بن عباد، وزیر دانشمند و بزرگوار، در دوره آل بویه است. برای آگاهی از زندگانی او می توانید به صفحه 340 تا 353 این کتاب مراجعه کنید: رجال و مشاهیر اصفهان، نوشته: میرسیدعلی جناب، تدوین: رضوان پورعصار، نشر سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان، 1385. ولادیمیر مینورسکی (۱۸۷۷-۱۹۶۶م.) خاورشناس و ایران‌شناس روس است و استاد دانشگاه لندن بود. شهرت او برای آثارش در زمینه تاریخ، ادبیات، جغرافیا و فرهنگ فارس‌ها، کردها و لرهاست و نظریه ای مهم دارد در رد پان ترکیسم. مینورسکی ضمن انتقاد از روش تاریخ نگاران پان‌ترکیست، بیان می‌کند که «مسائل علمی حل نشده‌ای در زمینه فرهنگ اقوام شرق باستان»، بستری برای جعل تاریخی و توجیه مقاصد ایدئولوژیک پان‌ترکیسم فراهم ساخته‌است. او ادعاهای پان‌ترکیست ها را از اساس اشتباه دانسته و این تاریخ نگاران را دزد تمدن های شرق باستان می داند. در متن اصلی « دنباوند» است. در متن اصلی «سخرالمارد» است. در متن اصلی«بیوراسب» است. یحیی، یکی از چهار پسر زید بن علی بن حسین(ع) است. زاده 107ق. و شهید به سال 125ق.

منابع: ـ اصفهان از دید سیاحان خارجی، فیروز اشراقی، نشر آتروپات، اصفهان، 1378ـ سفرنامه ابودلف در ایران، ترجمه ابوالفضل طباطبایی، تعلیقات ولادیمیر مینورسکی، نشر زوار، 1354، تهران ـ مقاله نگاهی به سفرنامه ابودلف، نوشته محبوبه
حاجی زاده، پایگاه اینترنتی «انسان شناسی و فرهنگ».