یکشنبه, 24 آذر 1398
06:13

متن و عکس مسیح شریف   
کارشناس ارشد اقتصاد گردشگری از دانشگاه UIB اسپانیا
بنیانگذار موسسه توریزم لیدرز
تنظیم یادداشت شفاهی گردشگر    


ترتیب داده بود و از من دعوت شد که راهنمایی این تور نوروزی را برعهده بگیرم. بنابراین من و 7 نفر گردشگری که سوئیس را به عنوان مقصد گردشگری نوروزی‌مان انتخاب کرده بودیم، سفرمان را از تهران شروع کردیم و در اولین مقصد به زوریخ رفتیم. ازآنجا با اتومبیل به شهرهای مختلف سوئیس سفر کردیم؛3 شب را در زوریخ گذراندیم. 2 شب در لوگانو و 3 شب در ژنو. در این میان، نیم روزهایی را هم در لوسرن، لوزان  و گوقویق، گذراندیم. از قبل برای لوزان برنامه نداشتیم، ولی بعد، همچنان که از طریق اینترنت در جریان مذاکرات ایران و 1+5 بودیم. به این تصمیم جمعی رسیدیم که «لوزان»، شهر محل مذاکرات تاریخی ایران را هم  در برنامه سفرمان بگنجانیم. برنامه این طوری تنظیم شد که صبح برویم لوزان تا هتل محل مذاکرات را هم ببینیم و بعد برویم به شهر گوقویق تا کارخانه‌های شکلات سازی و پنیرسازی‌شان را ببینیم. بعد هم به سمت ژنو برویم و به تهران پرواز کنیم که 14 فروردین 94 بتوانیم سال کاری جدید را آغاز کنیم.

 


به دنبال هتل محل مذاکرات
لوزان از دو جنبه برای ما جالب بود؛ اول از جنبه مذاکرات و دوم به خاطر وجود کمیته بین المللی المپیک در این شهر. تصمیم گرفتیم اول از موزه المپیک بازدید کنیم و بعد برویم به هتل محل مذاکرات و یک قهوه بخوریم اما مشکل این بود که هیچ کداممان نمی‌دانستیم اسم هتل چیست. با مینی‌بوس توریستی به لوزان رسیدیم. به سمت مقر اصلی کمیته بین المللی المپیک به راه افتادیم در حالی که بچه‌ها داشتند با گوشی‌هایشان در اینترنت جست و جو می‌کردند تا اسم هتل را پیدا کنند. راننده سر یک دوراهی ایستاد. جی‌پی‌اس نشان می‌داد که نزدیکیم ولی موزه را نمی دیدیم. پیاده شدم و در آن باران تند رفتم کنار ماشینی که پارک کرده بود. آرام زدم به شیشه. مرد مسن شیشه ماشین را پایین داد. آدرس موزه المپیک را پرسیدم. گفت: «آخر همین خیابان است،اما نمی‌توانید بروید چون تیمی از ایران آمده اند و دارند در این هتل مذاکرات سیاسی انجام می‌دهند». با خوشحالی و تعجب گفتم: «ما اتفاقا می‌خواهیم همین هتل را ببینیم. چطور می‌توانیم برویم؟» راهنمایی کرد که برویم دور بزنیم و به میدان که رسیدیم، ماشین را پارک کنیم. تاکید کرد که نمی‌داند راهمان می‎‌دهند

 


یا نه. سوار ماشین شدم. به بچه‌ها گفتم اسم هتل را پیدا کردم. آنها هم موفق شده بودند اسم را در اینترنت پیدا کنند. همان موقع چند خانم با حجاب را که ایرانی به نظر می‌رسیدند در مسیر دیدیم و مطمئن شدیم که راه را درست آمده‌ایم. ماشین را پارک کردیم و از پلیس شهری که آنجا ایستاده بود پرسیدیم چطور می‌توانیم برویم هتل را ببینیم. گفت که مطمئن نیست اجازه بدهند، ولی از همین مسیر باید برویم. 200 متر مانده به در اصلی هتل، به 3 پلیس که مامور تامین امنیت هتل بودند، رسیدیم. برایشان توضیح دادم که ایرانی هستیم و می‌خواهیم تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای کشورمان را ببینیم و عکسی بگیریم. گفت: « نمی‌شود مگر اینکه برای نشست خبری آمده باشید. گفتم: « بله. دقیقا دوست داریم در نشست شرکت کنیم». گفت: « باید کارت خبرنگاری داشته باشید و خبرش را منعکس کنید، نمی‌شود!» ناامیدانه پرسیدم: « از هتل خارج نمی‌شوند؟! نمی‌آیند هوا بخورند و استراحت کنند؟» گفت: «چرا. دریاچه پشت هتل است. ممکن است بیایند بیرون، ولی ما نمی‌توانیم اطلاعات به شما بدهیم». مذاکرات ما با پلیس‌ها به اینجا ختم شد که گفتند می‌توانیم هتل را دور بزنیم و برویم در رستوران پشت هتل که رو به دریاچه است، قهوه بخوریم.

 


در به در به دنبال ظریف
ناامیدانه به طرف پشت هتل قصر بوقیواژ (Beau Rivage Palace) رفتیم، غوغا بود. کنار دریاچه پر بود از خبرنگارها که قدم می‌زدند و در تب و تاب خبرها بودند. بازار عکس سلفی هم داغ بود! امیدوارانه منتظر بودیم که ظریف بیاید، خسته نباشیدی بگوییم و عکس سلفی بگیریم. نشستیم روی صندلی‌های رستوران و قهوه سفارش دادیم. اینترنت هم که بود و همسفرها خوشحال و شاد مشغول آپلود عکس‌هایشان شدند. کمی که گذشت، بچه‌ها شروع کردند به گفتن اینکه « تو روابط عمومی‌ات خوب است برو صحبت کن، برویم داخل هتل!» خلاصه به بهانه گرفتن اطلاعات در مورد نقاط دیدنی لوزان، رفتم آخر  رستوران و  از آنجا پیچیدم سمت راه پله، از پله‌ها بالا رفتم. فضای بالا شلوغ بود. پر از مردانی که کت و شلوار پوشیده بودند و مدام از این طرف به آن طرف می‌رفتند. منتظر بودم هر لحظه کسی از پشت بزند سر شانه‌ام بگوید: «آقا، کجا؟!» مخصوصا که همه لباس رسمی پوشیده بودند و فقط من بودم که با شلوار قرمز ایستاده بودم در لابی هتل! رسپشن هتل سرش شلوغ بود. مدام تلفن زنگ می‌خورد و او مجبور بود وصل کند. رفتم جلو و با اعتماد به نفس، در مورد  جاذبه‌های گردشگری لوزان پرسیدم. رسپش با حوصله نقشه را باز کرد و یکی یکی روی قسمت های توریستی علامت گذاشت و توضیح داد. تمام که شد گفتم: «در ضمن من ایرانی‌ام و اینجا گروهی از ایران دارند با گروه 1+5 مذاکره می‌کنند. امکانش هست که ما وزیر امور خارجه‌مان را ببینیم؟!» جا خورد. آرام با کمی تردید گفت: «متاسفانه امکان ندارد. شما اینجا اتاق دارید؟!» پاسخ منفی دادم، ولی او باز هم با احترام گفت: «اجازه بدهید با رییسم در این مورد صحبت کنم». خانم رییس را صدا زد و برایش توضیح داد. او خیلی آرام، طوری که سعی می‌کرد جملاتی را انتخاب کند که من ناراحت نشوم، توضیح داد که چون اینجا اتاق ندارم همین که تا اینجا آمده‌ام برایشان دردسرساز است و باید هرچه سریع تر اینجا را ترک کنم. خواستم از همان مسیر که آمده بودم برگردم، ولی خواهش کرد که از در خروجی بروم!

 


یک عکس یادگاری در هتل محل مذاکرات
از در خروجی که بیرون آمدم، خوشحال شدم. این درست همان جایی بود که می‌خواستیم ببینیم. جلوی سردر هتل ایستادم. برای اینکه احترامی گذاشته باشم قبل از اینکه عکس سلفی بگیرم، از نگهبان برای عکس گرفتن اجازه گرفتم، ولی او فکر کرد می‌خواهم او از من عکس بگیرد. دوربین را گرفت و از من، جلوی در خروجی هتل بوقیواژ، محل مذاکرات تاریخی ایران و 1+5 عکس یادگاری گرفت!

 


در محاصره ماموران تامین امنیت مذاکرات
بعد از عکس یادگاری، به راهم به طرف در خروجی اصلی هتل ادامه دادم، قبل از رسیدن به انتهای مسیر، متوجه یک در شدم! در را باز کردم، از راهرو رد شدم و به اتاقی رسیدم؛ اتاق شلوغ خبرنگاران بود. همه هم کارت شناسایی داشتند و همه جا پر از دوربین و لپ تاپ بود. اتاق‌ها پر بودند از خبرنگارانی به زبان‌های مختلف از کشورها و رسانه‌های مختلف! با موبایلم عکس و فیلم گرفتم و خوشحال به در بالکن رسیدم. آنجا شروع کردم به عکاسی از منظره بیرون. ناگهان دیدم مردی که به نظر ایرانی می‌آمد با لنز تله از فاصله دور دارد از من عکاسی می‌کند. کارم که تمام شد، از اتاق خارج شدم و به طرف در خروجی رفتم ناگهان دو مرد تنومند با لباس رسمی به من نزدیک شدند. پرسیدند که دارم چه کار می‌کنم. گفتم: «از رسپشن هتل درباره مناطق دیدنی شهر اطلاعات گرفته‌ام». پاسپورتم را خواستند. گفتم در رستوران پشت هتل است. از آنجا آمده ام و هیچ کس هم در طول مسیر جلویم را نگرفت. قرار شد باهم به رستوران برویم و من پاسپورتم را نشانشان بدهم. گفتم: «راستش نمی‌خواهم همسفرانم ناراحت شوند یا بترسند. لطفا اجازه بدهید خودم پاسپورت را بیاورم». قبول نکردند اما قول دادند طوری رفتار کنند که هیچ کس متوجه قضیه نشود. هر دو با من آمدند اما دورتر ایستادند. هیچ کدام از همسفرانم متوجه حضور آنها نشدند. گفتم پاسپورتم را نیاورده‌ام، اما کارت شناسی که آژانس برایم صادر کرده همراهم است و البته گواهینامه بین‌المللی‌ام. کارت‌ها را دیدند. مامور اول شروع کرد به دلجویی از من و بعد بقیه کارها را به همکارش سپرد و رفت.دومی کارت ها را بررسی کرد و بعد عذرخواهی کرد و گفت که وظیفه حفظ امنیت هتل به عهده آنهاست. من هم گفتم از اینکه از وزیر امور خارجه کشور من مراقبت می‌کنید، ممنونم! گفت که امیدوار است سفر خوبی در لوزان داشته باشیم و رفت. تا قبل از این مکالمه آخر، مدام در ذهنم به این فکر می‌کردم که اگر موبایلم را بگیرند و فرمتش کنند، چه می‌شود اگر بخواهند چند ساعت مرا اینجا نگه دارند و پرس و جو کنند که چرا آمده‌ام و چه قصدی داشتم چه کنم! ولی همه چیز خیلی سریع‌تر از آنچه من انتظار داشتم حل شده بود.

 

چهار زبان رسمی در یک کشور
در سوئیس 4 زبان وجود دارد؛ بیشتر از نیمی از سوئیسی‌ها به آلمانی صحبت می‌کنند و بیشتر در شمال کشور؛ یعنی بخشی که مرز مشترک با آلمان و اتریش دارد، زندگی می‌کنند. به سمت جنوب که بروید؛ یعنی جایی که با ایتالیا مرز مشترک دارد، همه ایتالیایی صحبت می‌کنند. می‌گویند شهر «لوگانو» بزرگ ترین شهر ایتالیایی‌زبان خارج از ایتالیاست. جنوب و غرب کشور را هم بخش فرانسوی‌زبان تشکیل می‌دهند؛ یعنی جایی که لوزان و ژنو قرار دارند. چهارمین زبان هم، زبانی به نام «رمانش» است که به کمتر از یک درصد از مردم سوئیس (در جنوب شرقی کشور) تعلق دارد و ترکیبی از زبان‌های آلمانی، ایتالیایی و فرانسه است.

 


گشتی در موزه المپیک لوزان
بعد از این ماجرا، به برنامه‌مان در لوزان ادامه دادیم. لوزان روی تپه ساخته شده و شهر فرازها و نشیب هاست. روزی که به لوزان رسیدیم آب و هوا خیلی جالب بود؛ در حالی که آفتاب می تابید ریز ریز برف هم می‌آمد. دریاچه لوزان یکی از مهم ترین داشته‌های این شهر است که به گردشگری منطقه کمک شایانی کرده. یکی دیگر از جذابیت‌های لوزان وجود مدرسه سلطنتی در این شهر است؛ جایی که 7 نفر از پادشاهان کشورهای مختلف از جمله ایران، در آن تحصیل کرده‌اند. رفتیم از موزه المپیک بازدید کردیم. این موزه سه بخش دارد. در بخش اول به تاریخ و فلسفه المپیک اشاره شده. در بخش دوم ورزش‌های موجود در المپیک معرفی شده‌اند و بخش سوم هم که جذاب‌ترین قسمت موزه است، به دهکده المپیک اختصاص دارد؛ یعنی همه چیز در آنجا شبیه سازی شده. مثلا می‌توانید در تست سلامت روانی و تست های فیزیکی  شرکت کنید!

 

 

شهر بین‌المللی
سه شب را در ژنو گذراندیم. دلیل انتخاب ژنو هم وجهه بین‌المللی قوی این شهر بود. بیشتر از 2 هزار سازمان بین‌المللی و ان‌جی‌او مقر اصلی‌شان را در ژنو قرار داده‌اند؛ از جمله سازمان ملل، سازمان بین المللی کار، سازمان تجارت جهانی و غیره. شب اول که به ژنو رسیدیم فقط توانستیم شام بخوریم و استراحت کنیم. روز بعد گشت داخل شهر داشتیم. بافت قدیمی، کلیسا، بخش‌های مختلف بافت مرکزی، پل‌ها و بناهای تاریخی و ساختمان صلیب سرخ را دیدم.

 

این سوئیسی‌های خونگرم
اگر بخواهیم سوئیس و البته لوزان را با یک عبارت توصیف کنیم، می‌توانیم به راحتی از عبارت «طبیعت دیوانه کننده» استفاده کنیم. مردم سوئیس هم برخلاف تصور عمومی که درباره مردم شمال اروپا وجود دارد، بسیار خونگرم هستند. من نیمی از سال را در اسپانیا زندگی می‌کنم. در آنجا آدم‌ها به شما نگاه نمی‌کنند،ولی اینجا در سوئیس بارها با سوئیسی ‌ها چشم در چشم می‌شوید. به هر بهانه‌ای سر صحبت را با شما باز می‌کنند. روابط اجتماعی بالایی دارند. دو سوم این کشور به رشته کوه‌های آلپ اختصاص دارد؛ رشته کوه‌هایی که شمال و جنوب سوئیس را از هم جدا کرده به صورتی که در گذشته وقتی تونلی وجود نداشت، در طول 6تا 7 ماه از سال، مردم نمی‌توانستند بین شمال و جنوب کشور رفت و آمد کنند. کشور سوئیس اقلیم‌های مختلفی دارد. هرچه به سمت شمال می‌روید، سردتر است. مثلا زوریخ سردترین شهر سوئیس، ابری و بارانی و سرد بود. در سوئیس 5 راهنمای محلی داشتیم؛ برای هر شهر یک راهنما و همه هم بدون استثنا مهربان و صمیمی بودند مخصوصا خانم مسنی که راهنمایمان در ژنو بود؛ پرانرژِی و مطلع از جان و دل همراهی‌مان کرد و بیشتر از ساعت کاری‌اش ماند. راهنمایمان در لوگانو خانمی ایتالیایی-سوئیسی بسیار خوش اخلاقی بود که از بس همیشه می‌خندید،خطوط لبخند روی صورتش همیشگی شده بودند! اولین قرار ملاقاتمان موقع صبحانه بود. او با همسرش آمد. همسرش زیاد به ایران سفر می‌کرد و علاقه مند بود که باهم صحبت کنیم.

 

 

یک سفر شکلاتی
گوقویق (Gruyeres) هم مقصد دیگر ما در سوئیس بود. برای دیدن دو کارخانه پنیرسازی و شکلات‌سازی به این منطقه رفتیم که البته اولی را به خاطر طولانی‌شدن ناهارمان، کنار گذاشتیم. کارخانه و موزه اولین برند شکلات سازی سوئیس در این روستای کوچک بود! ورودی موزه شکلات را پرداخت کردیم و 8 اتاق مختلفش را دیدیم. اتاق هایی که تو در تو بودند و درها به طور اتوماتیک هرچند دقیقه یک بار دید باز می شدند. بعد هم به جذاب‌ترین بخش ماجرا رسیدیم؛ اتاق تست شکلات! انواع و اقسام شکلات‌ها با طعم‌های مختلف در این اتاق بودند تا هرچه قدر دوست داریم از هر نوع که مایلیم شکلات بخوریم.

 

 

امر لازمی به نام جهانگردی
ما در قالب یک گروه هفت نفره به سوئیس آمده بودیم؛ من و راننده به همراه یک زوج، یک مادر و دختر، دو خانم و یک آقا با شغل‌های مختلف از پزشکی و تجارت گرفته تا کارمندی. هزینه این سفر 14 میلیون تومان برای هر نفر بود؛ چرا که سوئیس یکی از گران‌ترین کشورهای جهان است با شاخص استاندارد بالای زندگی و خب مدت سفر ما هم 8 شب و 9 روز بود و مسافت بین شهرهای مختلف را با مینی‌بوس طی می‌کردیم. یک شب در لوگانو فرصت یک ساعته‌ای پیدا کردم که در بالکن اتاق رو به دریاچه بنشینم و استراحت کنم. کمی بعد رفتم کنار دریاچه و در آرامش دوست داشتنی ساحل به این فکر کردم که باید قدر لحظه‌ها را بدانیم. تا همین چند سال پیش نمی‌توانستیم به همین سادگی تا سوئیس بیاییم. این کشور برای ما در نام‌های بزرگ بانک‌ها و بیمه‌ها و شرکت‌ها و برندهایش خلاصه می‌شد. اما این روزها «سفر» برای مردم ایران جدی‌تر شده. حالا کم کم داریم می‌بینیم که مسافرت از «یک کالای لوکس» به یک «لزوم» تبدیل شده و حتی کسانی که ماشین و خانه گران قیمت ندارند هم «دیدن دنیا» را در برنامه زندگی‌شان گنجانده‌اند.

 


غذاگردی در سوئیس
ساعت، پنیر و شکلات؛ جهان سوئیس را به این سه چیز می‌شناسد. سوئیس کشور پنیر است. می‌توانید در منوی رستوران‌هایش انبوهی غذا پیدا کنید که ماده اولیه‌شان پنیر است و حتی یکی از سوغات‌هایتان از سوئیس (البته به جز ساعت!) می‌تواند مجسمه گاوی زنگوله به گردن باشد. درست مثل ایفل در پاریس که از جاکلیدی گرفته تا لباسش موجود است، در سوئیس مجسمه گاو با زنگوله‌ای به گردنش می‌بینید. غذایی به نام «فوندوی پنیر» را در رستورانی در سوئیس امتحان کردیم. گارسون یک قابلمه روی میز گذاشت که پنیر در آن در حال جوشیدن بودن. روالش هم این بود که تکه‌های مکعبی نان را با چنگال‌های بلند در پنیر بزنیم. این غذا 50 فرانک قیمت داشت.  اگر هوس پیتزا کردید می‌توانید به همان رستوران پشت هتل بوقیواژ بروید و «پیتزا جان کری» بخورید. داستانش هم از این قرار است که جان کری در این رستوران این پیتزا را سفارش داده و از آن به بعد منو را تغییر داده‌اند و اسم این غذا را به نام وزیر امور خارجه آمریکا زده‌اند. «روشتی» هم غذای سوئیسی دیگری است که  در منوی غذاهای سنتی سوئیسی پیدا می کنید و تقریبا شبیه کوکوسیب زمینی خودمان است که با سبزی های مختلف سرو می شود.

 

 

 

place for tourists and climbers paradise of next Semirom.
Fereidoonshahr tulip fields are located in the path of “Langan spring” and the White Mountains hillsides and boards help you well to take this beautiful valley.
At 30 km West of Fereidoonshahr there is a very beautiful and eye-catching waterfall, titled as Poonehzar waterfall.


6-Bid Valley tulip plain:Bid Valley Tulip in Khansar is one of the freshest plains of flowers around the foothills of Golestankuh Mountain and every year is home to a large number of passengers. To take this area, you pass the same direction of Fereidoonshahr by hillsides and 50 meters from the road police, take subdomain that continues right to the left as you enter into the great plain and see the welcome of LALEH. There are facilities such as parking and restroom there.


7. Shenely tulip fields: “Shenely” is the name of a mountain near Dehaghan that is more attentive by climbers but the slopes of the mountain in May are covered with spring flowers including inverted tulips. Drinking water fountains, seeing the area and spending a spring day in the mountains for those who are suffering from boredom and despair is strongly recommended.


8 – Borujen tulips: In the road of Borujen- Dehaqan, is one of the most beautiful natural colorful carpets! As an inverted tulips’ valley is seen, there are pretty stream, mountain and cave also!


9-International pond of Choghakhour: International Pond of Choghakhour is located near the town of Boldaji and next to Kelar Mountain. This pond provides a calm and dreamy environment for rest and photo. The harmony of environment generates very beautiful landscapes. In hillside of Kelar and alongside of streams you can visit fragrant flowers and breathe. Also there, migrant birds such as Crane, Eurasian teal, Green- head duck, Grebe have a short stop towards Siberia.

 

10- Semirom’s Mehrgerd: Mehrgerd is a beautiful village in the central district of Semirom. Semirom is always suitable destination for ecotourism. Inverted tulips are seen all of the areas of Semirom; but there are a lot of them in Mehrgerd. This area is appropriate for hiking, birding, boat riding and observation of Qashqai tribe’s customs.
 
-A Month to Inverted Tulip’s Time: inverted tulips of Koohrang, Khansar and Shenely are in bloom earlier than Fereidoonshahr. Note tulip lifetime is as short as one week or 10 days!


-Please Go Back Home Without Tulips:
One of the notable problems is that some people think the tulip grows anywhere, so they cut it! But tulip just belongs to Iran! Nowhere it  has grown even Netherland!

 

 


Travel to Switzerland, Let`s Take a Selfie With Mr.Zarif in Lausanne!

Travelogue, Masih Sharif , Founding Director of Tourism Leaders and a tourism economist from UIB: We travelled to Switzerland in a group of 8 tourists from Iran, during recent Newrooz Holidays. Our 9 days travel was started in 25th of March 2015 and ended in lots of good memories from different cities and towns of Switzerland; a country with wonderful nature. We visited Zurich, Luzern, Lugano, Lausanne, Gruyeres and Geneva. Choosing Lausanne was due to 2 reasons; first to visit Olympic museum and second to have a cup of coffee and taken Selfie with Mr. Zarif (Iran Minister of Foreign Affairs). It was days of Iran nuclear deals in Beau Rivage Palace Hotel. We could have a coffee in a café-restaurant at the back of the hotel, near Geneva Lake. Unfortunately we didn`t have the chance to see Mr. Zarif but I was the only person of our group, who have been successful in taken selfie in front of the hotel`s main entrance! After all, we also had fun in Gruyere’s Chocolate museum and  Lausanne Olympic Museum.   

 

 

 

Ibn Battuta and a Taste of “Qamaroddin Apricot” in Isfahan
Historical Travel Diary/ Mahdi Tamizi/ Cartoonist and Art Researcher: Ibn Battuta was a scholar, scientist, geographer and renowned tourism who can be considered as one of the greatest explorers in history. He learned manythings during 29 years travelling. He traveled about 700 years ago, in the year 725 BC.  In the intention of Hajj pilgrimage to the tomb of the Prophet, from North Africa he began his travel in the year 754 BC and ended in Morocco.The Moroccan traveler traveled 4 or 5 times to Iran and in all his travels to the East, he used Persian language to communicate with non-Arabs. It is said that his wife was Iranian. His itinerary is very readable and enjoyable, which is far from being a researcher in any field, you can gain valuable information from the world in Ibn Battuta period. In the following, you read some portions of the Ibn Battuta’s itinerary about Isfahan:
“Isfahan is located amongst the mountains that are surrounding in the ring. Legend says that the city “Nebuchadnezzar (Bakht-o-Nasr)” founded and settled the Israelite captives who were brought from Jerusalem. This city is a great city and nice with plenty of fruits. Among the unique “apricots” called “Qamaroddin” is molded, dried and stored. It has a sweet apricot kernel. Another fruit of “quince” is not found anywhere. “Quince” of Isfahan is very great delicious. Other fruits of this city are excellent “grape” and strange “melon” that exceptional “Bukhara” and “Kharazm” are found nowhere in the world. The melon is green skin and red pomace, and it can be kept inside it, like “Shariheh” in the land of “the West”.
Residents of the people are nice. They are white and bright colors like red. They are fearless and courage that are among their remarkable characteristics. They are generous. Retail competition and glory that is between them, especially in the food and hospitality, has created a lot of anecdotes.

 

 


10 Ordibehesht’s (May) Destinations
Travel Advices / Mahdi Goli, Tour Guid: May is ahead, a month of travel! If you do not have enough time to go on long trips, don’t miss at least one or two day trips on May. In this article we introduce 10 ecotourism destinations that you could plan to visit in May. It is very important to know when is the best time to visit a place. It depends on weather and winter precipitation, and as soon as the snow covered peaks and slopes start to melt, plain of inverted tulip is quickly overwhelmed. That is why tulips are called “snow child”. However, whole month of April-May (the third week of April until the third week of May) is “Laleh’s” (tulip) season.


1- Koohrang’s inverted tulip plain: This may be the most popular tourist destinations along Khansar places to visit in May called inverted tulip other sightseeing in this track are like “ Chalshotor Castle “ output of “Koohrang tunnel”, “ Dimeh spring “, “Sheikh Ali” waterfall and plain inverted tulips can be named.
This path must be entered to access the Zobahan highway from Fouladshahr, Zarrinshahr and Baghbahadoran and
enjoy sightseeing in the path. After “Rokh Gardaneh” and the
tunnel gets to ShahreKord and panels help you to reach more in Koohrang. The mood of entering tribes with large herds of sheep to Koohrang and their beautiful costumes are interesting. 


2. Sheikh Ali waterfall in Chelgard: At 9 km northwest of Chelgard a beautiful waterfall and quite near the village of the same name is available. If you want to enjoy the nature here as a real pleasure to watch you, I invite you to walk in the meadow beside the river and waterfall overhead that incriminated this beautiful waterfall. There are also the old cemeteries in the village of Sheikh Ali that preserve the goodness of ancient stone lions in the area of Bakhtiari.


3. Dimeh spring: One of the most refreshing water of fountains in the world is Dimeh. This spring, the natural source of the river before the tunnel is common for visitors to walk sometimes.


4. Banuastaki’s inverted tulip plain: Inverted tulip’s national natural monument which its original habitat is in many areas of Zagros Mountain is widely seen and plays with the heart and eye. Every year a large number of tourists are drawn to Iran and majority of Iranians are about signing in personal tours of sites to visit thisbeautiful flower. To see inverted tulips plain along Dimeh spring continue after the 8 km to reach a crossroad to the left and you get to the village of Banuistacki.


5. Fereidoonshahr tulips: Fereidoonshahr is roof of Iran and the respiratory system of the vast forests of oak in Poshtkuh and the highest peak in the province (Shahankuh 4040) and waterfalls, tribes and immense beauty of nature is the best

 

 

Travel to Isfahan in Nasser i’s Era with a French Archaeologist
Historical Travel Diery, Pari Zangene (Illustrator and Translator of French to Persian): Jane Dieulafoy was a French archaeologist, explorer, novelist and journalist who traveled to Iran together with her husband in order to do historical research and excavation. They found numerous artifacts and friezes, several of which were shipped back to France. This week you can read the fourth part of her travel diary which is related to Jolfa, Armenian quarter of Isfahan. In part 3, She describe a religious ceremony that was held in Vank cathedral and told us about being invited to a marriage ceremony in church, she wrote:“It is 17 August. We settle in a very comfortable room in Vank cathedral. Four large buffers keep the three sides of tower bell... Nightingales’ was singing...we woke up early. we saw a beutiful Sunrise, the light pink shining and created harmony among the green trees of the garden. I watch blue flowing Stretcher of Zayanderood, glazed domes of blue and black buttonwood and I enjoyed the glory and beauty of the nature so much. All people who live in Julfa neighborhood are supported by a bishop appointed by the Catholic Church in Armenia and three other minor priests…”

 

 


Bonasiab, Firm old man like Bakhtiari Tribe
Vahid Sharifi, Cartoonist and Illustrator: Bonasiab is a village in Khuzestan, Iran. It is located near 25 mile from Haftkel to Masjed Soleyman. It is one of the Makvand’s villages. “Makvand” is a clan of Chharlang, which organizes the social structure of the great Bakhtiari tribe. Bonasiab has very nice tourist attractions such as spring, waterfall, mythological lotus, fiery papaver, vast natural meadow in springtime, and an old mill. This village is Cyrus Radmanesh’s birthplace who was one of the founders of sublime wave (muj-nab) in poetry movement. He was born in 1955/ 1334. He has many articles in various areas such as literature, music and visual arts. Nature, birthplace’s songs have been significantly displayed in his works.