جمعه, 06 ارديبهشت 1398
10:31

متن و اسکیس مریم عباسی
پژوهشگر و کارشناس ارشد معماری

 


برای دیدن بعضی از شهرها باید ساعت‌ها پیاده‌روی کنید. یعنی بهتر است که در شهر قدم بزنید و از نزدیک زندگی و روح شهر را درک کنید. احتیاجی نیست خیلی سریع با تاکسی و اتوبوس و مترو و تراموا از این بنا به آن جاذبه توریستی و از آن جاذبه توریستی در یک سر شهر به دیدنی بعدی در آن سر شهر بروید. فقط کافی است یک سر بافت قدیم را بگیرید و آرام برای درک بناها، مردم، زندگی و روح شهر قدم بزنید و نگاه کنید.

 


بافت‌نوردی در اردستان
اردستان در حدود 120کیلومتری شمال شرقی شهر اصفهان و در مسیر کاشان به سمت نایین و یزد قرار گرفته‌است. فاصله زمانی بین اصفهان تا اردستان حدود یک ساعت و 40 دقیقه است. صبح زود حرکت کنید که خنکی صبح اردستان را از  دست ندهید. کفش و کلاه مناسب پیاده روی بپوشید و کرم ضدآفتاب و نقاب آفتاب گیر خود را فراموش نکنید. شهرهایی مثل اردستان را پیاده دیدن بسیار جذاب تر از با ماشین گشتن است. بیایید
با سه رویکرد به اردستان برویم؛ اول تماشای مسجد جامع زیبای آن و مجموعه پیرامونش شامل آب انبار، بازارچه،حمام و حسینیه،  دوم درک کردن قنات دو طبقه با داستان های جالبی که در موردش روایت می کنند و تنها قنات دو طبقه دنیاست و سوم گردش در بافت که ما در میان دوستانمان عادت داشتیم به آن بگوییم بافت‌نوردی!

 

 

 

از مسجد جامع اصفهان تا مسجد جامع اردستان

یک بار دوستی به یکی از مهم ترین شهرهای دیدنی ایران اشاره کرد و گفت: «رفتم، ولی اصلاً توجهم را جلب نکرد». دوست بزرگ تری که در جمع بود، گفت: «حتماً به چیزی که نگاه کردی، نگاه نکردی». بله، جواب به همین سادگی است! حالا سوال این است که اگر به مسجد جامع اردستان رفتیم، به چی باید نگاه کنیم؟! چرا بعضی‌ها از دیدن این مسجد سیر نمی‌شوند و بارها به تماشایش می‌روند، اما بعضی‌ها هیچ وقت ارزشش را درک نمی‌کنند؟! قبل از هر چیز برای ما که از اصفهان به اردستان می رویم شاید شباهت مسجد جامع اردستان و مسجد جامع اصفهان جالب باشد. هر دو به لحاظ ظاهری خیلی شبیه به هم هستند. این نکته می‌تواند مربوط به نوع
شکل گرفتنشان باشد. اینکه هر دو، طی یک بازه زمانی طولانی، تغییر کردند و تغییر کردند و بزرگ شدند و در محله اطرافشان رشد کردند تا به شکل فعلی‌شان رسیدند. هر دو، چهار ایوان دارند که در اطراف یک حیاط بزرگ‌ واقع شده‌اند و شباهت زیادی هم در شکل گنبدخانه‌هایشان هست. تا حالا فکر کردید وقتی به جایی می رویم دانستن اینکه قبلا چه شکلی بوده چه فایده‌ای دارد؟

 

 

 


ایستاده در مسجد جامع از قرن سوم هجری!

بیاید یک بازی ذهنی بکنیم؛ وسط حیاط مسجد جامع اردستان، رو به قبله بایستید. جایی که شما ایستاده‌اید قبلا یک بنای ساسانی بوده است که نمی‌دانیم دقیقا چه شکلی بوده، اما تا بیرون از مسجد ادامه داشته. بعد جای آن، یک مسجد شبستانی ساخته‌اند؛ یعنی ایوان‌هایی که حالا می‌بینید، هیچ کدام نبوده‌اند. چیزی شبیه سالن‌هایی با ستون‌های منظم در وسط وجود داشته و در چهار طرف، حیاط  وجود داشته است. سقف این شبستان ها هم با الان فرق داشته و از جایی که شما ایستاده اید به جای این طاق‌هایی که نوک تیز هستند، یک ردیف طاق‌های شبیه نصف بیضی بوده‌اند. به عبارتی، اگر کمی زودتر به مسجد جامع اردستان آمده بودید (مثلاً چند قرن زودتر!) و همین جا می‌ایستادید، وسط یک حیاط بودید که از چهار طرف آن ردیف طاق‌های شبیه نیم بیضی (که اسمشان طاق آهنگ است) قرار داشت. خب حالا در ذهنتان ببینید که دهانه‌های وسطی حذف می‌شوند و ایوان‌ها در جایی که الان هستند، در کسری از ثانیه ساخته می‌شوند. طاق‌های کناری هم عوض می‌شوند و به این قوس های نوک تیز و منحنی که ما بهشان می گوییم «پنج و هفت» تبدیل می‌شوند و در پایان گنبد ضلع جنوبی از آن پشت سر می‌کشد و بالا می‌آید. خب نمایشنامه ما کامل شد! حالا سال 1394 شمسی است و ما وسط مسجد جامع اردستان ایستاده‌ایم که سال‌هاست تغییر اساسی دیگری نکرده است. بیایید کمی قدم بزنیم.

 

 

 

تماشای آجرهای مهر در گنبدخانه
اگر با دقت به اطراف نگاه کنید، می‌توانید از روی شکل ستون‌ها، ستون های قدیمی تر را از قدیمی ها تشخیص دهید؛ یعنی ستون هایی که زودتر ساخته شدند و بعد به کمک ستون های دیگری محکمشان کردند. یا گاهی در شبستان های شرقی و غربی دیواری بین دو ستون اضافه شده و احتمال می‌دهند که این کار برای نگرانی از آسیب زلزله بوده است. برگردید به حیاط و به سمت گنبدخانه بروید. به ایوان بروید، کنار دیوار ها بایستید و به آجرها نگاه کنید. تا جایی که می شود به آنها دست نکشید؛ چون ممکن است به مرور زمان آسیب ببینند. در فاصله بین آجرهای معمولی، آجرهای کوچک تری می بینید که نقش هایی دارند. به این ها می گویند «مهر». در برخی بناها این ها را قالب می زدند اما مثلا در مسجد جامع اصفهان دانه به دانه تراشیده اند و بعد نصب کرده‌اند. خب حالا سرتان را بالا بیاورید، آیات گچ بری شده سقف زیر تویزه* ایوان را می بینید؟ چه ظریف و دقیق هستند. گچ بری های محراب هم نفیس و جذابند. اگر در بچگی با گل، گچ یا خمیر بازی کرده باشید می توانید مقیاس داشته باید که ایجاد این منحنی های گچی به دقت و ریزی چه حوصله و صبری برده است. حالا که در گنبدخانه هستید، بگذارید یک چیز دیگر هم نشانتان بدهم؛ بروید گوشه و کنار دیوارها بایستید و گنبدخانه را تماشا کنید. ایستادن در وسط گنبدخانه و نگاه کردن به اطراف باعث می شود، جزئیات را از دست بدهید. سعی کنید زاویه های نگاه جدیدی را امتحان کنید و گوشه ای که به شما بیشتر آرامش می دهد را پیدا کنید، از بازی نور و سایه روی گوشه های بالایی گنب خانه، جایی که دیوارها تمام می شوند و گنبد شروع می‌شود، لذت ببرید. بقیه همسفران شما چه گوشه ای را پیدا کرده‌اند؟ زاویه دید آنها را هم می توانید امتحان و با زاویه دید خودتان مقایسه کنید.

 

 

 


فضای میان گنبد؛ از مسجد امام(ره) تا مسجد جامع اردستان

به گفته آقای باقر آیت الله زاده شیرازی که فرد بسیار مطلعی در معماری ایرانی بودند، احتمالا گنبد مسجد جامع اردستان، جزو اولین گنبدهای دو پوش است. این چیزی است که شما با نگاه اول نمی بینید. راستش با نگاه های بعدی هم نمی بیند! چون پشت لایه ای است که شما در حال تماشا هستید. اگر گنبد را ببریم و از کنار نگاه کنیم شبیه شکل زیر می شود. آن فضای خالی بین گنبد که البته چون در این جا از نمونه های اولیه گنبد دو پوش است و مثلا نسبت به گنبد مسجد امام(ره) اصفهان که در آن چند متراست کم است، از شگردهای معمارانه ای که برای افزایش ارتفاع گنبد بدون اینکه وزن گنبد بالا برود و در نتیجه دیوار و ستون های زیرش توان تحمل نداشته باشد، به حساب می آید. البته داستان مفصل تری هم دارد؛ مثل اینکه به خنک تر ماندن گنبدخانه در تابستان و گرم تر ماندن آن در تابستان کمک می کند.

 

 


سایه‌روشن‌ها؛ معجزه‌هایی در عکاسی از اردستان
قبل از اینکه از مسجد جامع بیرون بیایید می توانید از توانایی که در پیدا کردن نقطه دید خوب به دست آوردید استفاده و سعی کنید گوشه هایی از حیاط را پیدا کنید که تصویر متفاوتی نسبت به ایستادن در وسط آن به شما می دهند و عکس های زیبا بگیرید. آفتاب اردستان سایه روشن های فوق العاده ای ایجاد می کند و چون مسجد جامع کاملا از آجر و تک رنگ است، اگر سایه های خوب را پیدا کنید عکس های جذابی می توانید داشته باشید. بیرون از مسجد هم آب انبار قدیمی هست که می توانید از جلوه آن در آسمان آبی و زیبای اردستان تصاویر زیبا بسازید، قبل از رفتن، حمام و حسینیه نزدیک مسجد جامع را هم ببیند.

 

 

 

لطافت و روانی لهجه اردستانی‌ها
ما بازدیدمان را از مسجد جامع و اطرافش که در محله محال هستند شروع کردیم، اما فراموش نکنید که یک وجه مهم دیدن یک شهر یا منطقه، معاشرت با مردم آنجاست. در اولین برخورد با مردم اردستان لهجه متفاوتشان جلب نظر می کند که ممکن است در نگاه اول شبیه یزدی ها به نظر بیاید، ولی به خصوص وقتی با خانم ها صحبت می کنید یک لطافت و روانی خاص در لهجه هست. تاکید روی حروف و کشش هایی روی کلمه‌ها انجام می‌دهند که خاص و شنیدنی تر می شود. یکی از پیشنهادهای ویژه ما این است که سعی کنید باب صحبت با اهالی محل را باز کنید، دوست شوید و اجازه بگیرید که خانه‌ قدیمی‌شان را بازدید کنید. اردستان شامل محله محال (بزرگ ترین از نظر مساحت)، کبودان، کوشک، بازار، مون، راهمیان (بزرگ ترین از نظر جمعیت)، فهره و باب‌الرحی است. تقریبا تمام این محله ها قسمتی از بافت تاریخی خودشان را حفظ کرده اند. همان طور که گفته شد مسجد جامع در محله محال و قنات دو طبقه در محله مون است. به نظر می رسد بهتر است دیدن بافت را از همین دو محله شروع کنید و اگر زمان بیشتری داشتید، به سراغ محله های دیگر بروید.

 

 

 

عکاسی از بافت‌هایی که شاید دیگر نباشند

«بافت» قرارگیری خانه ها و کوچه ها کنار هم است، ولی از این مفصل‌تر است. در واقع قسمت هایی از زندگی افراد را هم شامل می شود؛ مثل بازی بچه ها در کوچه هایش یا عصرها که کوچه را آب می پاشند و خانم روی سکوهای دم در یا هشتی های خانه شان می نشینند و با همسایه ها گپ می زنند. شاید اگر خوش شانس باشید بخشی از این رفتارها را هم ببینید. در بافت که قدم می زنید می توانید به کشف رابطه و پیوند افراد و خانه و کوچه و معماری شان بپردازید. اینجا اگر در دیواری سوراخی هست، بی دلیل نیست یا اگر سردر خانه ها فرق می کند به خاطر تفاوت صاحب خانه هاست. کشف کنید که تک و توک پنجره ای که از اتاق های رو به کوچه ها باز می شوند چه دیدی به فردی که پشت آنهاست می دهند. سر تاج درختان که توی حیاط خانه هاست را می بینید؟ چه کنار هم نشینی دلپذیری دارند رنگ آجر و درخت. یکی از هیجان های بافت نوردی، کشف و شهود کوچه های پرپیچ و خم است. اینکه نمی دانید پشت پیچ کوچه چه چیزی منتظر شماست، سردر یک خانه، مناره های یک مسجد، یک فضای گشوده میان محله ای، یا فقط امتداد همین دیوارهای ساده. از دلایل مهم بودن این فضاها این است که به ما نشان می دهد گذشتگان ما چطور زندگی می کردند. برای همین شاید بد نباشد سعی کنیم قسمت قدیمی شهر را به همان صورتی که هست نگه داریم و از سوی متخصصان این عرصه تلاش می شود که بافت های قدیمی که دست نخورده تر باقی مانده اند را به عنوان اثر ملی ثبت کنند. مثل بافت تاریخی شهر مهاباد در 22 کیلومتری اردستان، ولی باز هم یادتان باشد با خودتان دوربین ببرید و ثبت کنید شاید این تصویرها تا چند سال آینده کم‌یاب شوند.

 

 

 


فصل مشترک قنات دوطبقه و سی‌و‌سه‌پل
در محله «مون» به قنات دو طبقه معروف اردستان می‌رسیم. البته اردستان 16 رشته قنات تاریخی دارد، مثل قنات‌های «پامیله»، «خسرو شاه»، «فیض آباد» و «باب الرحی» که بیشتر آنها هم فعال هستند، اما دو تا شاخص و منحصربه فردند؛ یکی قنات «ارونه» که قدمت آن به دوران اشکانیان می‌رسد و طبق داستان‌ها مربوط به دوران سلطنت اروندشاه پادشاه کیانی است و آن را دوهزار و 500 ساله می‌دانند. این قنات در واقع یک نهر آب زیرزمینی است و شامل 5 رشته قنات فرعی که باغ‌هاي کشاورزي محله‌هاي «کبودان»، «بازار»، «فهره» و «راهميان» را سيراب مي‌کند. سنگ هایی که برای تقسیم آب قنات کار کرده اند بعد از 500 سال همچنان سالم هستند و کار می‌کنند. این سنگ‌ها از جنس ساروج‌اند؛ همان ساروجی که در ساخت سی و سه پل استفاده شده است. قنات دوم، همان طور که گفته شد، قنات دو طبقه است که از شاهکارهای منحصر به فرد آبرسانی دست بشر محسوب می‌شود. دو رشته قنات با چاه‌های مشترک به صورت موازی و بر روی سر هم عبور می‌نمایند و بیش از 2000 سال است که آب شرب بخشی از شهر اردستان را تامین می‌کنند. داستانی هست که می گوید وقتی قنات اول زده شده، یک فردی که تخصص داشته آمده و با گوش کردن به صدای زمین گفته که تمام آب ممکن استحصال نشده و باید یک قنات موازی دیگر هم زد. آب این دو قنات به هم راه ندارند، موازی هم حرکت می‌کنند و از دو مظهر متفاوت خارج می‌شوند. شهر اردستان را به صورت خلاصه در یک روز بازدید کردیم، اما در واقع برای یک بازدیدکامل حداقل باید ورزنه و مهاباد را هم دید. چیزی که در این یک روز می خواستم بیان کنم این بود که علاوه بر هوای خوب، غذای عالی و میزبانان خوش برخورد چیزهای دیگری هم هست که می تواند یک سفر را لذت بخش کند، مثل شوق ناشی از کشف کردن، تلاش برای دیدن نادیده ها و تلاش برای کسب حضور در مکانی که فراز و نشیب زیادی را طی کرده تا به ما رسیده است.