یکشنبه, 28 آبان 1396
13:39

متن  اسدالله قربان زاده
عکس ها  مرتضی الیاسی


بار و بندیل سفر را بسته ایم. پای در دیاری می گذاریم که در دل خود هزاران حرف از تاریخ دارد؛ دیاری که در هر گوش و کنار آن ساز تاریخ کوک شده است و باید نوای آن را به گوش جان شنید. از ضلع غربی تهران وارد بزرگراه قزوین- زنجان می شویم.زنجان شهر سردسیر و خنکی است؛ بنابراین به راحتی می‌تواند به عنوان یکی از مقاصد خوب ایران‌گردی در بهار و تابستان محسوب شود.

 


بزرگ ترین گنبد آجری جهان در یک قدمی ما!
دیدن بلندترین برج آجری جهان، بهانه خوبی است برای آنکه بار سفر را ببندید و چند روزی را میهمان زنجانی‌ها شوید. از اصفهان باید رد جاده ساوه را بگیرید و از تهران در مسیر قزوین-زنجان برانید تا بعد از تاکستان، ابهر و خرمده، در ضلع جنوبی آزادراه قزوین-زنجان چشمتان بیفتد به گنبد آبی سلطانیه که در دشت سبز آرام از پس 7 قرن هنوز پابرجا ایستاده است. اینجا سلطانیه؛ شهری از جنس تاریخ است. دیاری کهن که مهر تاییدی بر قدمت این منطقه از ایران زده است. البته باران محرومیت از سیما و منظر شهری‌اش می‌بارد. به شهر که وارد می‌شویم، سراغ مسیر گنبد را می گیریم. هر قدر که نزدیک می‌شویم، عظمت این بنای تاریخی برای ما بیشتر روشن می‌شود.

 

7 قرن ایستایی آجری!
گنبد سلطانیه بزرگ‌ترین گنبد آجری جهان و مقبره‌ الجایتو، یکی از آثار برجای مانده از معماری دوره ایلخانی است؛ بنایی که تحول معماری دوران گذار از سلجوقی به ایلخانه را به خوبی نشان می‌دهد. ماجرای ساخته شدن این میراث فاخر هم به زمان حمله مغول به ایران و حکومت ایلخانان بازمی‌گردد. چمن‌زارهای مرغوب سلطانیه باب طبع مغول‌ها بود و دشت «شرویاز» یادآور سرزمینشان! اسم این دشت سرسبز را « قونقور اولانگ» به معنی «چمنزار یا شکارگاه عقاب» گذاشتند. اما الجایتو برنامه‌های بهتری برای این دشت زیبا داشت. او که پس از مسلمان و شیعه شدن، نامش را به «سلطان محمدخدابنده» تغییر داده بود، صنعتگران و مهندسانی را از سراسر امپراطوری به سلطانیه فراخواند تا عمارت‌هایی را در قالب برنامه مفصل ساخت پایتخت در این محل بسازند و گل سرسبد آنها هم بنایی بود که طی 10 سال ساخته شد و هنوز بعد از 7 قرن زیبا و اعجاب‌انگیز است. گنبد سلطانیه در سال 84 به عنوان هشتمین اثر ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده است. الجایتو در طول دوران ولیعهدی‌اش در خراسان، «گنبد سلطان سنجر» در مرو را دید و آن را الگوی ساخت این گنبد در دیار سلطانیه قرار داد. از آن به بعد این بنا منبع الهام بناهای مختلفی در ایران و جهان قرار گرفت؛ از جمله گنبد کلیسای سانتاماریا دلفیوره (مریم مقدس) در فلورانس ایتالیا که صد سال جوان‌تر از گنبد سلطانیه است.


گنبد فیروزه‌ای در احاطه 8 مناره!
بنای هشت ضلعی با گنبد اناری شکل به قطر 25.5 متر، بزرگ ترین دهانه‌ای است که می‌شود با آجر و بدون زدن قالب اجرا کرد. بنابراین خیالتان راحت باشد که دارید بزرگ ترین گنبد آجری جهان را تماشا می‌کنید. از ضلع شمالی وارد حریم گنبد شوید، نزدیک تر که بروید، کاوش هایی را مشاهده می‌کنیم که حکایت از برگ دیگری از تاریخ در این نقطه از گنبد دارد. اندکی مکث و معماری‌های محوطه بیرونی گنبد را نظاره می‌کنیم. تزیینات بنای گنبد سلطانیه در دو دوره انجام شده‌اند؛ کاشی‌های معرق و گچ‌بری‌ها مربوط به دوران سلطان محمدخدابنده هستند، ولی نقاشی‌های دیواری بعد از مرگ او اضافه شده‌اند. گنبد فیروزه‌ای سلطانیه را هشت مناره که در زمان ساخت، 18 متری بوده‌اند، دوره کرده‌اند. گنبد سلطانیه در سال های نخستین ساخت خود چهار ورودی بزرگ و چهار ورودی کوچک داشت. به نظر می رسد ورودی های بزرگ برای مردان و ورودی های کوچک برای زنان ساخته شده است. در زمان سلطان محمد خدابنده ورودی جنوبی گنبد به لحاظ ساخت تربت خانه به عنوان ورودی این بنای الحاقی استفاده می‌شد. هنوز وارد گنبد نشده ایم که ورودی آن ما را وادار به ایستادن می کند. کاشی کاری ها و گچ بری های درب بنای گنبد، زیبایی خاصی را به بنا بخشیده است. ایوان های بزرگ و کوچک در طبقات و ارتباط گنبدخانه، تربت‌خانه و سرداب با هم و هماهنگ با قوس ها و طاق ها و نیز تزییناتی نظیر ترنج های بزرگ شبکه ای، گل های یاقوتی،کاشی کاری منقوش و کتیبه هایی به خط کوفی و نسبت هماهنگ، رنگ های درخشان و روغنی به بنای گنبد ظاهری یگانه بخشیده و سال هاست دوستداران فرهنگ و تاریخ و معماری، ایران را برای تماشا به این شهر می‌کشاند. از پله‌های طبقه اول بالا بروید و بالاتر در ایوان‌هایی رو به بیرون نمای تمامی از پایتخت مغول را تماشا کنید.


پایتختی در خاک
گنبد سلطانیه، اما فقط یکی از آثار برجای مانده از ارگ سلطنتی سلطانیه است. در ارگ که زمانی با خندقی به عرض 30 تا 40 متر احاطه شده بود، آرامگاه ایلخان مغول و مجموعه بناهای خیریه‌ای که قرار بوده ثواب خدماتش به شخص سلطان محمدخدابنده برسد، وجود دارند. نامشان را ابواب البر (درهای بهشت) گذاشته بودند و از مدرسه، دارالشفا، دارالضیافه، دارالسیاده، خانقاه، دارالقرآن، دارالکتب، بیت القانون، دیوانخانه‌ای به نام کریاس، مسجد جامع و آرامگاه سلطنتی تشکیل شده بودند. بررسی‌های باستان‌شناسی، مطالعه متن‌های تاریخی و شواهد عینی گویای این حقیقت هستند که شهر سلطانیه در اوایل قرن هشتم هجری قمری یکی از شهرهای بسیار مهم کشور بوده است؛ اما به دلایل سیاسی، فرهنگی، اقتصادی وجغرافیایی، پس از مرگ الجایتو و و ابوسعید بهادر، که همراه با فروپاشی پایه‌های حکومتی مغول در ایران بود، شهر سلطانیه نیز متروک و متلاشی شد. هم اکنون قسمت اعظم این شهر تاریخی که یک مجموعه معماری و سندی مهم از شهرسازی در دوران مغول است، در خاک مدفون شده است. از آثار این شهر عظیم تنها سه بنای مجموعه تاریخی چلبی اوغلی، بقعه ملاحسن کاشانی و گنبد سلطانیه باقی مانده است.

 

بنای چلبی اوغلو
سلطانیه را که دیدید، سراغ بنای چلبی اوغلو را بگیرید. بنایی منسوب به مقبره سلطان چلبی که به احتمال نزدیک در قرن هشتم هجری قمری ساخته شده است. بنا در جنوب غربی این شهر تاریخی، در مسیر عبوری «سلطانیه» به سمت «خدابنده» قرار گرفته است. فاصله این بنا با ارگ سلطانیه، 10 دقیقه پیاده‌روی است و آن را می‌توان به دو بخش خانقاه و مقبره تقسیم کرد. کتیبه ای در قسمت ایوان جنوبی حک شده که حکایت از تاریخ دقیق بنا دارد و نشان می دهد بنا بین سال های 657 و 683 هجری قمری ساخته شده است. در سمت غرب بنا و غرب خانقاه 9 حجره به طور قرنیه و رو به روی هم قرار گرفته اند که بازدیدکنندگان را به تفکر وا می‌دارند! آرامگاه سلطان چلپی از نظر جایگیری گورها در آن، جالب توجه است و حلقه ذکر صوفیه را به شیوه‌ای دیگر تداعی می‌کند؛ طوری که درون آرامگاه به فضاهایی تقسیم شده که سلطان در وسط و مریدان او با توجه به درجه و مراتب شان در گرداگرد او دفن شده اند. بنای چلپی اوغلو روبه‌روی گنبد بزرگ سلطانیه و بقعه ملاحسن کاشی قرار گرفته و جالب اینکه از کنار هر یک از این سه بنا ، دو بنای دیگر قابل مشاهده هستند. عمارت نیمه سنگی در ضلع شمالی مقبره از معدود بناهای ایرانی اسلامی به سبک سنگ‌تراشان آسیای صغیر است.

 

پرسه در بازار تا مسجد چهلستون
هر قدر که در طول مسیر به زنجان نزدیک می‌شویم، خنکای آن روح و جان را جلای دیگری می دهد، به ورودی شهر که رسیدید، مستقیم سراغ بازار تاریخی شهر را بگیرید؛ قلب اقتصاد این شهر تاریخی در بافت قدیمی. طولانی ترین بازار مسقف کشور940 باب مغازه و 50 نوع شغل تولیدی، صادراتی و حتی خدماتی توسط 3200 مغازه دار در گردش است. از ورودی اصلی وارد بازار دو کیلومتری شهر زنجان شوید. در راسته بازار میوه فروشان وارد دنیای رنگارنگ میوه ها می شویم که در فصل داغ تابستان چشم را نوازش می دهد. در بدو شروع بازار از سمت شرق، دو راسته به موازات یکدیگر شکل می‌گیرند که هر یک به سراهای مختلفی مرتبط می شوند. این دو راسته، راسته امامزاده و راسته عبدالعلی بیک نام دارند. راسته اصلی بازار زنجان از خیابان سعدی شروع شده و پس از قطع آن توسط خیابان فردوسی در خیابان اصغریه خاتمه می یابد. بررسی متون تاریخی و معماری نشان می دهد، بازار زنجان در دوره آقا محمد خان قاجار ساخته شده و در زمان فتحعلی شاه کامل شده است. در گذر زمان کاروانسراها، گرمابه ها، مسجدها و راسته ها در اطراف آن شکل گرفت و در زمان سلطنت محمدعلی شاه قاجار به مجموعه کاملی تبدیل شده است. در این بازار تعداد سراها از کاروانسراها سبقت گرفته، هر چند نقش سراها شباهت بیشتری نسبت به کاروانسراها دارد، اما بیشتر سراها سرپوشیده‌اند. امروزه نیز بیشتر سراها در این بازار محل معاملات تجاری، خرید و فروش کالا به خصوص چای و توتون و قند و شکر و برنج است. بازار بالا محلی برای عرضه کالا و خدمات جنبی و وابسته از راسته زرگرها، بزازها، کفاش ها،سراج ها، کلاه دوزها، صندوق سازها، رنگرزها، میوه فروش ها و جگرپزها تشکیل شده که در گذر زمان برخی از آنها به ورطه فراموشی رفته است. ادامه بازار بالا به بازار پایین می رسد که داد و ستد محصولات و کالاهای محلی رونق دیگری دارد. فروش محصولات بومی و روستایی در این بخش بازار داغ است و بهانه ای برای اجتماع پررنگ است. مساجدی همچون مسجد تاریخی جامع، چهلستون، آقا سید فتح الله، حجت الاسلام و میرزا قائمی موجب شده تا بازار محل مناسبی برای برخورد آراء و افکار اجتماعی مردم باشد و جدای از این در حفظ آداب و سنن ملی و مذهبی نقش تعیین کننده ای داشته باشد.

 

 

بقعه دو طبقه
در جنوب شهر زنجان، بعد از ارگ سلطنتی، دو کیلومتر رد جاده آسفالته را بگیرید تا به «بقعه ملاحسن کاشی» برسید. راهنما تاریخ ساخت این بنا را قرن دهم هجری قمری اعلام می کند و کاشی‌های داخل بقعه هم تاریخ 973 هجری قمری را نشان می‌دهند؛ یعنی درست اواخر سلطنت سلطان شاه تهماسب. بقعه، دو طبقه است و از بیرون طرح هشت ضلعی آن به چشم می‌آید که در نمای داخلی مربعی شکل است. مقرنس‌کاری گچی داخل بنا زیبایی خاصی به محیط بخشیده که تاریخ می گوید، در دوره فتحعلی شاه قاجار توسط حاکم وقت زنجان ساخته شده است. بر سر کاشانی یا شیرازی بودن ملاحسن حرف و حدیث زیاد است، اما به هر حال او شاعر صاحب نام قرن هشتم محسوب می‌شود. از همه جالب‌تر، گنبد سه پوسته مقبره است که نمونه‌اش به ندرت در کشور پیدا می‌شود. دو پوسته با تزیینات زیبا در داخل و خارج گنبد توجه گردشگران هنر دوست را جلب می‌کنند و یک پوسته در وسط و ناپیداست.

 

شاهکارهای معماری صخره‌ای
جلوه ای دیگر از تاریخ در 15 کیلومتری جنوب شهر سلطانیه در روستای تاریخی « ویر» نهفته است. « معبد داش کسن» که از دوران ساسانی و ایلخانی به یادگار مانده دیدنی است. این معبد نام آشنا، مشتمل بر مجموعه سه غار نسبتاً عمیق است که در دل کوه به طور هنرمندانه ایجاد و بر دیواره های آن نقوشی کنده کاری دیده می شود. دو تصویر اژدها در مقابل یکدیگر به شکل قرنیه حک شده اند.در طرفین این نقش‌ها، محراب‌های نقش‌داری با طرح های اسلیمی، گل بوته و مقرنس‌های سنگی کنده کاری برای بازدیدکنندگان جالب توجه هستند. معبد داش کسن نخست در دوره ساسانیان، ساخته شد. داش کسن نیایشگاه آیین مهر پرستی در ایران بوده که از این دوره آثار مشخصی بر جای مانده است. دوره دوم که نقش های اژدها، برگ مو، پیچک و طرح های اسلیمی به دوره ایلخانیان تعلق دارد که هنرمندان چینی به فرمان الجایتو حک کرده اند. در دوره دوم به صورت معبد بودایی و آرامگاه حکام مغول درآمده است. داش کسن از لحاظ نقشه و خطوط تزیینی از با ارزش‌ترین نمونه‌های معماری صخره‌ای در طول تاریخ معماری ایران زمین است و نقوشی از هنر چین و ایران را در تن دارد. با دیدن این اثر تاریخی اولین مسیر گردشگری ما خاتمه می یابد تا با کوله باری از تجربه و اطلاعات درباره این شهر تاریخی رهسپار زنجان در 25 کیلومتری این شهر شویم.

 


از زنجان دست خالی نروید
هم چارق هست هم چاقو!
وقتی گشت و گذار در بازار تاریخی شهر زنجان بعد از ساعت ها تمام شد، راهی موزه رختشویخانه شوید. اگر از صنایع دستی زنجان همچون چارق و ملیله در بازارچه عالی قاپو قیصریه سوغاتی نخریدید و حتی ظروف مسی انتهای راسته میوه فروشان هم چشمتان را نگرفته‌اند، تا در طول راه تا موزه رختشویخانه به مغازه‌های مختلف چاقوفروشی نگاهی بیندازید. چاقو هنر دستی نام آشنای شهر زنجان است و به نوعی برند این هنردستی کشور با نام زنجان گره خورده است.  

 


عمارت قاجاری برای مردان نمکی
بعد از موزه رختشویخانه، «عمارت ذوالفقاری» با مردان نمکی قرار دارد. عمارتی که معماری آن مربوط به دوره قاجاریه است و در نوع خود برای بازدیدکنندگان زیبایی خاصی دارد. وجود موزه مردان نمکی موجب شده تا گردشگران بیشتری از آن بازدید کنند. در پاییز 1383 معدنکاران در حین کار با بولدوزر در معدن چهرآباد 75 کیلومتری غرب زنجان با بقایای اسکلت انسانی مواجه شدند که تا حد زیادی متلاشی شده بود. با جست وجوی معدنکاران در میان خاک ها علاوه بر جمع‌آوری قسمت‌هایی از بقایای انسانی تکه ‌تکه شده، شماری اشیا به دست آمد که توسط بهره‌بردار به میراث فرهنگی استان منتقل شد. کاوش ها درباره این اجساد نمکی ادامه پیدا کرد تا اینکه بررسی‌ها سرگذشت زندگی دوران های گذشته را نمایان کرد. اکنون بعضی از این مردان نمکی در عمارت ذوالفقاری نگه داری می شوند. عمارت دارایی یا موزه صنایع دستی در روبه‌روی عمارت ذوالفقاری قرار گرفته است. در طبقه همکف این موزه کارگاه های مختلف آموزش گلیم و جاجیم بافی، قلم زنی، چارق دوزی دایر است و در طبقات فوقانی نیز انواع صنایع دستی در معرض دید بازدیدکنندگان قرار گرفته است.  

 


دست‌دوخته‌ها در موزه رختشویخانه
رختشویخانه جزو موزه های خاص در کشور در بافت تاریخی زنجان خیابان سعدی قرار دارد؛ جایی که در سال 1345 هجری قمری توسط مرحوم علی اکبر خان توفیقی اولین شهردار وقت زنجان برای تامین امنیت و آسایش برای زنان شهر در یک محیط سرپوشیده و در زمینی که آب‌های سطحی در آن جمع می‌شد، برای شست و شو ساخته شد. آب این محیط در گذشته از قنات «قلعچه حاجی میربهاء الدین» تامین می شد. فضاهای این مجموعه را می توان به دو بخش مدیریت رختشویخانه شامل حیاط و قسمت مسکونی و فضای اصلی شست و شوی رخت تقسیم کرد. وقتی وارد بنا می‌شوید یک راهروی بزرگ توجهتان را جلب می‌کند. حوضچه اول آب نوشیدنی، حوضچه‌های دوم و سوم برای شست و شوی میوه و سبزی و حوضچه آخر برای شستن فرش و گلیم استفاده می‌شده است. ستون‌های سه متری سنگی که از معادن سنگ روستای اژدهاتو آورده شده‌اند هم جزو دیدنی‌های این بنا هستند. رختشویخانه تا دهه 40 کارکرد اصلی‌اش را حفظ کرد، اما بعد از آن به در فهرست آثار ملی ثبت و به موزه تبدیل شد. بخشی از این موزه برای آموزش هنرجویان به کارگاه چارق دوزی اختصاص یافته که استاد مردعلی حیدری، قدیمی ترین چارق دوز حال حاضر شهر با به نمایش گذاشتن بزرگ ترین چارق دنیا و سایر دست دوخته هایش بازدیدکنندگان را مجذوب هنردستی خود کرده است.

 

 

ماهنشان؛ شهر قلعه‌های تاریخی
بعد از توقف در این شهر به مسیر خودمان این بار از سمت جاده بیجار ادامه می‌دهیم تا رهسپار شهر نام ها و نشان ها شویم. «ماهنشان». اما تاریخ این شهر دوران هخامنشی را در دل خود جای داده است. 113 کیلومتر در غرب زنجان شهر صخره‌ها، قلعه‌ها، معادن، حیات وحش، جاذبه‌های طبیعی و کوه‌های رنگی قرار داد. «ماد نشان»  که به علت قدمت زیاد و پیدا شدن آثاری از زندگی قوم ماد در این دیار این نام را به خود گرفته بود، به مرور زمان «ماه نشان» نام گرفت. وجود انگور زیاد در  این دیار باعث شده بود که روزگاری به نام «می‌نوشان» هم معروف شود. یافته هایی که از غار تاریخی «گلیجک» در 37 کیلومتری محدوده ماهنشان به دست آمده دوران پیش از تاریخ را حکایت دارد. وجود آثار باستانی و قدیمی «ستی قلعه» که به دوره ساسانیان برمی‌گردد، مهر تاییدی بر قدمت زندگی در این دیار است. چشمه آب گرم «ميانج» و «حلب» دهستان انگوران و چشمه آب معدني « نيگجه» كه در روستايي به همين نام واقع شده از مناطق مهم آب درماني منطقه است که هر ساله در ماه های خرداد و تير مسافران زیادی به این دیار پا می گذارند. زيباترين جاذبه هاي طبيعي ماه نشان درياچه طبیعی زيباي «پري» است كه با چشم‌انداز بسيار زيبا در ميان يك دشت وسيع گسترده شده است. در طول مسیر کوه های رنگارنگ چشم نوازی می کنند که در گذر زمان بر اثر فرسایش خاک و وجود مواد معدنی غنی در منطقه، زیبایی خاصی به مسیر بخشیده است و حتی برای توقف چند دقیقه ای هم که شده عکس گرفتن در کنار این جاذبه ها را تجربه کردیم. در برخی مسیرها هم قلعه‌های زیادی دیده می شوند. در این دیار 20 قلعه وجود دارد. قلعه شگفت انگیز «بهستان» یا «کهن دژ» ماهنشان که زمانی پناهگاه امن مردمان این دیار از گزند دشمنان بود، به نوعی سند محکمی بر تاریخ منطقه  است. برخی از باستان شناسان اعتقاد دارند؛ قدمت این دژ به دوره هخامنشیان بر می‌گردد. این دژ به شماره ۱۴۵۸ به نام قلعه بهستان در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده؛ ولی این روزها چندان حال و روز خوشی ندارد. اتاق‌ها، دالان‌ها و راه‌پله‌ها فضای کلی قلعه را تشکیل داده اند که گاه دارای سقفی تیز‌دار و دارای محل‌هایی به شکل مثلث یا مدور روی دیوارها برای قرار گرفتن پیه‌سوز بوده‌است. این دژ دارای راه‌پله‌های زیگزاگی در ضلع‌های غربی و شرقی است که روزگاری از پایینی‌ترین قسمت ضلع شمالی آن شروع می‌شده و این روزها جز ویرانه‌ای تحمیل شده بر هسته اصلی قلعه به چیز دیگری شبیه نیست. فرسایش طبقات زیرین آن موجب شده تا عبور و مرور در این مسیر خطرناک و تقریبا ناممکن باشد. راه‌پله‌های ضلع شمال غربی قلعه به عنوان یکی از مناطق دست نخورده و سالم دژ بهستان است که بالای این پله‌ها، اتاقی به شکل طاق محراب‌های مسجد دوران اسلامی تزیین شده متعلق به دوره اسلامی وجود دارد و راه‌پله‌های زیاد با عرض یک متر نیز  برگرفته از این سبک معماری است. تخریب موجب شده تا با عملیات کوهنوردی بر بالای قلعه با تخته سنگ های عظیم مسطح آن پا گذاشت. برخی، پیشینه این دژ را به دوره مادها نسبت می‌دهند. مادها از طریق کناره‌های رودخانه قزل اوزن وارد فلات ایران شدند و در روستاهایی همچون مادآباد در ۱۵ کیلومتری شهر ماه‌نشان مستقر شدند و وجود قلعه‌های دفاعی همچون قلعه بهستان در ۱۲ کیلومتری ماه‌نشان معماری زیبا و هنرمندانه‌ای را به تصویر کشیده است.