جمعه, 06 ارديبهشت 1398
11:04

مجید زراوندی
مسوول کارگروه عکاسی انجمن غار وغارشناسی ایران
متن و عکس

 

 

الهه مولادوست
روزنامه‌نگار
ویرایش متن


غارها به عنوان بخشی از دنیای شگفت انگیز درون زمین، آنقدر پر رمز و راز هستند که هرچه بیشر وارد آن می‌شوی، بیشتر به وسعت و عظمتش پی خواهی برد؛ عظمتی که گاه در تاریکی مطلق پنهان شده است. اکثر غارها برخلاف چهره مخوف و تصور ترسناکی که ما از آنها داریم، دنیایی لطیف و بسیار آسیب پذیردارند. غارنوردان نیز شهروندان زیر زمینی‌اند که برای خود و همراهانشان میثاق نامه هایی دارند:    چیزی برجای نگذاریم جز رد پا درجای مناسب   چیزی را نکشیم جز وقت   چیزی خارج نکنیم  جز عکس وخاطره خوش.  آنچه ما را به سفری دوباره در دل زمین کشاند، به اولین دیدارمان با فردی بازمی گردد که زمستان سال گذشته انجمن غار و غارشناسی ایرانیان میزبانش بود. فیلیپ کروچه، عکاس فرانسوی که متخصص عکاسی غار است، سه روز میهمان این انجمن بود و یک کارگاه آموزشی عکاسی در غار زیبای «کتله‌خور» زنجان برگزار کرد تا علاوه بر نشان دادن بخشی از زیبایی های درون ایران، ما هم بتوانیم از تجربیات و تکنیک های او که بدون هیچ چشمداشتی در اختیار ما قرار می داد، استفاده کنیم. فیلیپ در سال  2011 اولین گرد همایی عکاسان غارنورد سراسر دنیا را در اولارگو فرانسه با عنوان salle  با همکاری میشل رندا دیگر عکاس معروف فرانسوی استارت زد؛ همایشی که در  آن عکاسانی از بیش از 20 کشور دنیا با هدف به اشتراک گذاری تجربیات و عکس های خود حضور داشتند. دو  سال بعد و این بار در شهر تریسیه ایتالیا دوباره عکاسان غار نورد دور هم جمع شدند تا باز هم از به اشتراک گذاری عکس ها وتجربیاتشان لذت ببرند. برای سومین تجربه می بایستی راهی ترکیه می شدیم. من مجید زراوندی از اصفهان به همراه یونس شریعت مداری از سبزوار، محمد خورشیدی از مشهد، رحمان عباس پور از تبریز، لیلا کریمی از شیراز و یوسف و فاطمه واقف از تهران، سوم مرداد راهی استانبول شدیم.         

 

 


همایش عکاسان غارنورد جهان
سومین همایش عکاسان غارنورد جهان، در شهر پینارباشی ترکیه با حضور نمایندگانی از16 کشور از جمله ایران برگزار شد. از انجمن غار و غارشناسی ایرانیان هفت نفر در این همایش شرکت کردند. مسجد معروف ایا صوفیه، جایی بود که همه آشنایی های جدیدمان از آن آغاز شد. بعد از جلسه معارفه با اتوبوس، راهی شهر پینارباشی، روستایی کوچک در منطقه سافرانبلو شدیم. روز اول، صرف رسیدن به کمپ و جای گیری در شهر پینار باشی شد و همه با شوق و ذوق دور هم جمع شدند. «مرات» اسم سرپرست برنامه بود که  بعد از خوش آمد گویی، غار‌های منطقه را معرفی کرد. تیم ها تقسیم بندی شدند برای شروع یک غارنوردی هیجان انگیز که در رأس آن عکاسی قرار داشت. تیم ایران نیز دو قسمت شد. هر روز در یک غار فعالیت غارنوردی و عکاسی داشتیم. اولین غاری که تیم ما وارد آن شد «topmeydani» نام داشت؛ غاری فنی که باید به وسیله طناب از تعداد زیادی چاه پایین می رفتیم و در انتهای غار، تالاری بسیار زیبا و دیدنی در انتظارمان بود تا خستگی ما را بزداید. روز دوم برنامه مربوط به غار «atak» بود؛ غاری کاملا متفاوت با غار روز نخست، بسیار تنگ با راهروهایی نفسگیر، به گونه ای که اگر فردی کمی چاق بود، نمی‌توانست از برخی معابر عبور کند. تا اینکه بالاخره به چند تالار زیبا رسیدیم که سوژه ای شگفت انگیز شد برای عکاسی و فراموش کردن خستگی. غار «buzluk» روز سوم، ما را به خود دعوت کرد؛ غاری که از لحاظ طولی کوچک بود و وسعت چندانی نداشت، ولی سقف بلند و تزیینات کارستی آن بسیار بلند و زیبا و با عظمت بود. همچنین دهانه ای بزرگ، زیبا و دیدنی داشت. هر روز که می گذشت، تجربه ما نیز بیشتر از قبل می شد و دیدن این همه شگفتی در دل زمین، صحنه های زیبا و احساسی را برایمان رقم می زد.در روز چهارم، غار توریستی «ilgarini» انتظارمان را می کشید؛ غاری بسیار زیبا و دیدنی با طول و وسعت زیاد که ما  بر اساس برنامه به قسمت های غیر توریستی آن نیز رفتیم. آبشار زیبایی که در انتهای غار بود موجب شد تا تصاویر بسیار شگفت انگیزی از حرکت آب در درون زمین شکار کنیم. غار «mantar» را در روز پنجم، کاوش کردیم. پس از پیمایش دوساعتی در جنگل های انبوه درختان کاج به دهانه غار رسیدیم؛ غاری با سقفی بلند که چند صد سال پیش کلیسایی در آن بوده و الان در فهرست مکان های تاریخی ترکیه به حساب می‌آید. همان ابتدا شروع به عکاسی از بیرون غار کردیم و وقتی وارد غار شدیم، دهانه بسیار زیبای غار به نام «ejder» ما را مجبور کرد تا با لنزهای خود، زیباییش را به تصویر بکشیم. زاویه خاص دهانه غار که هنگام عصر نور خورشید را از بالا به داخل غار می تاباند، صحنه ای منحصر به فرد  درست کرده بود؛ صحنه ای که تماشای آن انسان را غرق در شگفتی های خداوندی می کرد. بعد از چند روز غارنوردی، روز ششم اختصاص داشت به یک ورک شاپ که توسط عکاسان مطرحی که در برنامه حضور داشتند، اجرا شد و بازدید از یک آبشار وصرف  یک غذای محلی که در نزدیکی کمپ ما قرار داشت،‌پایان برنامه بود. روز آخر، تمام عکس های ما را در سالن آمفی تئاتر شهر پینارباشی به نمایش گذاشتند و البته میهمان ویژه هم داشتیم؛ شهردار شهر برای دیدن آمد و حسن ختام برنامه، جشن کوچکی در میان 15 فرهنگ مختلف دنیا بود که بدرقه راه ما شد و اینکه بدانیم سطح این ورزش و عکاسی هنرمندانه و حرفه ای ما در کجاست؟ و آیا در میان برترین های دنیا، ما هم حرفی برای گفتن داریم یا نه؟  چهار سال پیش وقتی برای اکتشاف غار برای اولین بار به ترکیه سفر کردم، نه ما از سطح غارنوردی آنها خبرداشتیم و نه آنها از ما، ولی امروز می توانیم بگوییم ما نیز در سطح بالایی از این ورزش خوف گونه و شگفت آور و پر هیجان قرار داریم. روزی را به یاد می آورم که با یک دوربین کوچک که زیاد هم کیفیت نداشت، عکاسی را شروع کردم و الان در مقابل برترین‌های عکاسی دنیا می ایستم و از عکاسی حرف می زنم. این نشان از توانمندی و پیشرفت این هنر و ورزش در چند سال اخیر دارد. گفتنی است در طول برنامه سعی کردیم ایران و غارهای آن را معرفی کنیم تا بتوانیم نامزدی میزبانی چهارمین همایش در سال 2017 را به دست بیاوریم.