چهارشنبه, 26 تیر 1398
13:10

مهدی گلی
راهنمای تور


من یک راهنمای تور هستم و بیشتر عمرم را در سفر گذرانده‌ام. هر کس علاقه‌ام را به سفر می‌دید، می‌گفت بچه‌دار نشو‏، وگرنه باید سفر و تور بردن و کوه رفتن را فراموش کنی. این البته اولین بار نبود که این توصیه‌ها را می‌کردند. سال ها پیش هم که می‌خواستم ازدواج کنم، همین حرف‌‍ها را شنیدم. می‌گفتند دیگر نمی‌توانی سفر بروی و البته خودم هم بارها این را در مورد دوستان کوهنورد و همکارانم دیده بودم، ولی دل به دریا زدم و خدارا شکر ازدواج کردم. بعد از ازدواج وارد فاز جدیدی از زندگی کاری‌ام شدم. تورهایم به مراتب بهتر و باکیفیت تر برگزار می‌شدند و مسافرهایم خیلی بهتر اعتماد می‌کردند و با من به سفر می‌آمدند؛ چون خانوادگی بودن تور را دوست داشتند، ولی بچه دار شدن داستان دیگری داشت. قرار بود یک موجود کوچک که هیچ  چیزی از زندگی  ندیده وارد زندگی ما شود؛  زندگی‌ که سنگ بنایش بر سفر گذاشته شده بود.

 

از ورزنه و قارنه تا اسفرجان و زرچشمه
یسنا به دنیا آمد و الان هم یک سال و نیمه شده.  بار اولی که سفر کرد، یک روز بعد از چهل روزگی‌اش بود که طی یک سفریک روزه، به ورزنه و قارنه بردیمش. خیلی خوب و خوش اخلاق بود و خیلی با ما همکاری کرد. البته نباید از زحمت های مادرش چشم بپوشم؛ خیلی خوب خواب و غذا و بهداشت کودک را مدیریت می‌کرد و من بدون هیچ دغدغه ای به کارم می رسیدم و اطلاع رسانی به گردشگرها و مدیریت تور را انجام می‌دادم. بعد از آن کوهرنگ و زردکوه بختیاری، بعد هم اسفرجان و زرچشمه و ایزدخواست و آباده به لیست سفرهای کودکمان اضافه شدند. حالا دیگر یسنا شده بود پای ثابت تور هایم. خیلی ها موقع نام نویسی، سوال می‌کردند اگر یسنا هست ما هم بیایم و خیلی ها هم به پسر و دختر و عروس و دامادشان نهیب می زدند که باید با بچه‌تان بیایید سفر. نمی دانم چرا معمولا خانواده ها با بچه دار شدن خانه نشین می شوند و لذت سفر را دست کم، تا چهار، پنج سال از خودشان دور می‌کنند.

 

از سر خمیران تا مالواجرد
بعد از سفرهای یک روزه و دو روزه نوبت امتحان کردن یسنا در یک سفر چند روزه بود. لازم به ذکر است که دخترم متولد اسفند 92 است و تمام این اتفاقات در فروردین و اردیبهشت 93 افتاد. خرداد 93 تور استان گلستان به مدت پنج روز امتحان کاملی بود از صبر و شکیبایی مادر و خوش سفری یسنا و اولین سفر هوایی یسنا هم به مشهد مقدس در مهرماه اتفاق افتاد و خیال ما را از هر جهت بابت داشتن یک همسفر خوب و مطمئن راحت کرد! دیگر خیالم راحت شده بود و بعد از آن دیگر یسنا یک عضو مهم سفرهایمان بود. سد خمیران و فریدونشهر در پاییز و زمستان .همچنین یزد و کرمان و نطنز و ابیانه و ورزنه و مالواجرد دیگر سفرهای دخترم در سال 93 بود تا تولد یک سالگی‌اش را باتجربه 15 سفر گذرانده باشد؛ یعنی هر ماه یک سفر و خورده‌ای! نوروز 94 دو سفر کوتاه، یکی به نطنز و دیگری به زواره و اردستان داشتیم تا سال را با سفر آغاز کنیم.


اولین سفر خارجی همراه با آبله مرغان!
یسنا حالا عاشق سفر شده بود و با دیدن کوله پشتی دست و پا می زد، پرنده ها را دوست دارد و با همه حیوانات رابطه برقرار می کند. با مردم هم غریبی نمی کند. پرخاشگر و بهانه گیر نیست و بسیار بخشنده است، تا حدی که خوراکی و اسباب بازی‌هایش را با بچه های دیگر خیلی راحت شریک می‌شود. شاید اینها فقط به خاطر سفر کردن نباشند، ولی مطمئنم سفر تاثیر مهمی داشته. حالا نوبت یک امتحان بزرگ تر بود. سفری به خارج از کشور و این اتفاق در هفته آخر اردیبهشت و هفته اول خرداد افتاد؛ سفری به ترکیه. استانبول ، ازمیر و افسوس و چند شهر ساحلی. آن هم البته در سخت ترین روزهای زندگی‌اش؛ چرا که به محض ورود به ترکیه، بیماری آبله مرغان گریبان جهانگرد کوچک را گرفت و دو روز سخت را گذراند، ولی بازهم با درایت مادر و دلسوزی و بیداری شبانه روزی او همه چیز ختم به خیر شد و این سفر هفت روزه به خوبی و خوشی و با خاطرات خوب به پایان رسید.


شنا در دریاچه وسط جنگل
 یسنا بزرگ تر و بازیگوش تر می‌شد و نگرانی های من بابت سخت تر شدن کنترلش، بیشتر! حالا نوبت امتحان کردن یک سفر کمپینگ بود. چشمه های باداب سورت و دریاچه چورت سفر محبوب من بود که سفر محبوب یسنا هم شد! چرا که برای یک بچه یک و نیم ساله رویایی است همراهی با گله های غاز و اردک و گاو و گوسفند و شنا کردن به همراه پدر در آب دریاچه ای در وسط جنگل و مهم تر از همه، همراهی چند بچه  قد و نیم قد و بازیگوش؛ هر چند که برای پدر بسیار دشوار است قبول کردن مسوولیت این بچه ها. دختر جهانگرد من الان یک و نیم ساله است و با چهار سفر اخیرش به بهشت آباد،رستم‌آباد، انارک و عقدا 30 سفر کوتاه و بلند را تجربه کرده. او جستجوگرانه به دنبال کشف دنیای اطراف خود است.

 

با کودکتان به سفر  بروید
می‌خواهم به پدر و مادرهای جوان توصیه که نه، از آنها خواهش کنم که به بچه ها فضا و امکانی  برای جستجو و کاوش دنیای اطراف را بدهند و خودشان بچه ها را محدود نکنند. من به شما قول می‌دهم در هر سن و سال و شرایطی می‌توانید از سفر لذت ببرید و برای بچه‌ها دنیایی را بسازید که بتوانند به خوبی در آن رشد کنند. اگر بعضی‌هایمان از کمبودها، کوته‌بینی‌ها و حقارت‌هایی رنج برده‌ایم، نباید اجازه دهیم بچه‌هایمان گرفتار چنین چیزهایی شوند.