پنج شنبه, 30 خرداد 1398
22:38

وحید شریفی
مدرس دانشگاه، پژوهشگر و معمار

 

رگاهی دلم هوای سفر می‌کند. گاه دلم می خواهد از شهر بروم بیرون، بروم جایی که هوای بیابان را بکشم تا ته ریه هایم، سوار شوم و برانم و برسم به جایی که افق را ببینم، جایی که  زمین و آسمان به هم می رسند، جایی که چیزی جلوی نقش دیدنم را نگیرد و مرغ نگاهم آزادانه بپرد تا دوردست، تا خیال سفرهای رفته و نرفته، جایی که بزنم کنار و از ماشین پیاده شوم، بیابان را بو بکشم و گوش هایم از حجم سکوت درد بگیرند. این آرزوی محالی نیست، فقط کافی است از شهر بزنم بیرون، هرجا و از هر طرف و هر اندازه فقط بروم و هرکجا بایستم رسیده ام.  گاهی دلم فقط همین را می خواهد. نه جنگل، نه دریا، نه عمارتی تاریخی و نه هیچ وسوسه  کوچک و بزرگ دیگری. فقط می خواهم از شهر ، از خودم و از روزمرگی بروم بیرون.  اگر انتهای این رفتن به گوشه دنجی بینجامد، آرامش رخوتناکی در رگ هایم جاری می شود  که هزار سال خستگی را به در می کند. جایی که بی دغدغه باشی.  چند وقتی است یکی از این بهشت های کوچک رانشان کرده ام و هر وقت هوس کنم در کمتر از یک ساعت خودم را  به آنجا می رسانم.

 

فرار  به سمت کوهپایه
خودم را می سپارم به امتداد خیابان جی و به سمت شرق اصفهان می رانم. می روم تا قلب کوهپایه، تا کاروانسرای عباسی و می روم تا خاطرات کاروان ها و مسافران و شب نشینی های کنار آتش و افسانه ها و عشق های اساطیریشان. می روم تا سوز آواز غریبانه مسافرانی که هنوز در لابه لای آجرهای کاروانسرا می شنوی. تا صدای زنگوله ها. می روم تا ستاره باران شفاف شب های کاروانسرا که هوش از سرم می برد. قلب تپنده این کاروانسرا سفره خانه ای است که با عشق، خوراک رهگذران را فراهم می آورد. به سفره خانه که در می آیی، گذر زمان را فراموش می کنی، خودت را می سپاری به امواج آرامش و وجودت را حس زیبایی فرا می  گیرد.

 

 

دلی از عزا درآورید
سفره‌خانه کاروانسرای کوهپایه، سفره های خانه پدر بزرگ را به یادت می آورد و دستپخت فراموش نشدنی مادربزرگ را. عطر اصالت دارد، همه چیز و هیچ نشانه ای از تازه به دوران رسیدگی و جاذبه های تقلبی برای جذب توریست نمی بینی. هیچ چیزی توی ذوق نمی زند؛ یک سفره خانه ایرانی با همه آنچه که باید باشد. با طعم ها و رنگ های آشنا و اصیل. سفره که می گسترند، قلمکار اصفهان است و ظرف های چینی و سفالین  با رنگ و لعاب های چشم نواز. پیش از غذا شربتی می آورند، آمیزه ای از طبیعت و نوستالژی، عطر و طعمش در یک کلام عالی است. من شیفته دیزی اینجا هستم، در آن سفالینه سبز آتش خورده و کاسه لعابدار آبی. بریان این سفره خانه هم یکی از لذیذترین و سالم ترین بریان های اصفهان است، از کباب مخصوص شاه عباسی هم نمی شود گذشت که کیفیت و کمیتش درخور اهل شکم است. و به این لیست اضافه می کنم خوراک های اصیلی چون: کشک و بادمجان، کلاجوش و قیمه ریزه و کاچی کشک. و همچنین دیگر کباب ها و پلوهای مرسوم هر سفره خانه ای. تمام خوراک های گوشتی از بهترین گوشت بره تهیه می شوند و اگر نگاهی به آشپزخانه اینجا بیندازید به تمیزی و مدرن بودنش آفرین خواهید گفت. چای بعد از غذا هم نشانه میهمان نوازی صاحب سفره خانه است که به رایگان از میهمانان پذیرایی می شود.

 


میهمان نوازی در کاروانسرا
هربار که به این سفره خانه بروید با یکی از نیم چاشت های ایرانی و یا شربتی ویژه غافلگیر خواهید شد. چیزی که این سفره خانه را برایم تافته جدا بافته می کند، این است که مدیر و گردانندگان آن عاشقانه و با تمام وجود به کارشان دل بسته اند و به معنای واقعی میهمانداری می کنند و الگوی خوبی از میهمان نوازی اصفهانی ها هستند. قیمت ها نیز آنقدر خوب و مناسب هستند که لذت خوردن خوراک ها را فراموش نکنید و بار دیگر هم با میل و رغبت به سمت کوهپایه و سفره خانه کاروانسرا راهی شوید. فضای اینجا چنان دلپذیر و زیباست که دست کم پنج یا شش ساعت سپری می شود و همچنان میل به ماندن دارید.

 

 

راهنمای اقامت
اگر تصمیم به بیتوته کردن هم بگیرید، می توانید از  اتاق های کاروانسرا که به صورت هتل در آمده اند استفاده کنید و یک یا چند شب به یادماندنی را به خاطرات تان بیفزایید و روزها، دیدنی های منطقه را ببینید. کوهپایه آثار تاریخی بی نظیری دارد که برای علاقه مندان این مقوله جذابیت بسیار دارد. بارو و دروازه باستانی شهر و آب انبار و مساجد قدیمی با زیرزمین های دستکند و منبر و کاشی کاری های منحصر به فرد و... اگر شما هم گه گاه هوس بیرون رفتن از شهر و هیاهویش را دارید، رفتن به کاروانسرای عباسی کوهپایه را از دست ندهید.