پنج شنبه, 31 مرداد 1398
18:11

«تخت طاووس» برای خیلی‌هایمان نام آشنایی است؛ بعضی‌هایمان را به یاد خیابانی در تهران می‌اندازد. بعضی‌هایمان که بخت دیدن موزه جواهرات ملی را داشته‌ایم هم از دیدنش حسابی لذت برده‌ایم. اما داستان و سرنوشت این تخت  کمی پیچیده است. اول از همه باید بدانید که ما در ایران دو تخت طاووس داریم. اولی را نادر شاه افشار از هند همراه با الماس های کوه نور و دریای نور به غنیمت آورد. در این تخت طرح دو طاووس پرگشوده با پرهائی که با جواهرات گوناگون تزئین شده بودند می درخشیدند و با مرگ نادر شاه تخت تخریب شد و جواهرات آن به یغما رفت اما تخت طاووس دوم که امروز در موزه جواهرات ملی است می درخشد حاصل دست جواهر سازان و خاتم کاران اصفهانی است که به مباشرت حاجی محمدحسین‌خان صدر اصفهانی (نظام الدوله)، صدر اعظم فتح‌علی‌شاه و به فرمان فتح‌علی‌شاه در سال ۱۲۱۶ هجری قمری ساخته شده است. آن چه شما در کاخ گلستان می بینید اما ماکت این تخت است که به درخواست علی حاتمی برای فیلم های سلطان صاحبقران و کمال الملک ساخته شد.تَختِ طاووس که در ابتدا «تخت خورشید» نام داشت، و به دلیل نصب  خورشید الماس نشان و چرخانی در داخل قاب آینه مدوری بر بالای تکیه گاه آن، به این نام معروف بود  تا اینکه درسال ۱۲۲۴ قمری، از نخستین شب ازدواج فتح علی شاه با طاووس تاج‌الدوله ، نام تخت طاووس بر آن نهاده شد. در تخت طاووس 1444 قطعه الماس، 1431 قطعه زمرد، 856 قطعه لعل و 855 قطعه یاقوت وجود دارد. قطعات این تخت قابلیت جدا شدن دارند و اجزای آن به وسیله پیچ و مهره به هم وصل می شوند. جنس اصلی آن از نوعی چوب محکم است که ورقه های طلای ضخیمی تمام قسمت های آن را پوشانده است. پایه های تخت، آن را یک متر بالاتر از کف زمین نگاه داشته اند و برای بالا رفتن از تخت دو پله قرار گرفته است. دیواره پله ها با نقش مشبک اژدهای در هم پیچیده و کف آن با نقش تزییناتی به شکل ترنج و نیم ترنج مزین شده است. در اطراف تخت به جز در قسمت جلو پله ها، طارمی های کوتاهی کشیده شده است. اما طاووس با اینکه یک زن صیغه ای بود و هیچ گاه به عقد دائم شاه در نیامد به خاطر کمالات و شاعری‌اش، تا آخر عمر شاه، در دربار و حرمسرای او جایگاهی ویژه داشت و بعد از مرگ شاه به نجف عزیمت کرد و همانجا هم از دنیا رفت. اما تخت او همچنان در کاخ ماند تا اینکه سال‌ها بعد ناصرالدین‌شاه که او نیز مانند اجدادش  به جواهرات سلطنتی علاقه داشت، دستور داد تا تخت را تعمیر کرده و تغییرات کوچکی نیز در ظاهر آن ایجاد نمایند. عبدالله خان نوری مستوفی که از زرگران ماهر تهران بود، مامور شد بی آن که در طرح و شکل اولیه تخت، تغییری ایجاد کند، قسمت هایی بر آن افزوده و جواهرات آن را بیشتر کند. که از جمله آن اشعاری است که مضمون آنها کیفیت تعمیر تخت به امر ناصرالدین شاه است، در کتیبه اطراف تخت به خط نستعلیق خوش در مصراع های مجزا از یکدیگر روی زمینه زر، به مینای لاجوردی نگاشته شده است. همچنین این تخت چون در زمانی ساخته شده بود که هنوز جلوس بر صندلی چندان معمول نبود، از این رو مانند اغلب تخت های پادشاهان قدیم مشرق زمین که چهار زانو بر مسند سلطنت می نشستند و بر چهار نازبالش تکیه می زدند، به شکل سکو ساخته شده است.اما داستان این تخت در همین جا پایان نیافت و در دوران سلطنت پهلوی هم شاهد غارت اموال مردم به دست شاهزادگان بود که خانم مینو صمیمی در کتابی به نام پشت پرده تخت طاووس گوشه ای از این غارت های جواهرات و ثروت های عمومی را  به دست درباریان نقل می کند. البته این تخت بعد از انقلاب ایران و باز پس گیری بعضی از جواهرات به سرقت رفته به موزه بانک مرکزی ایران انتقال داده می شود و سرانجام در آنجا آرام می گیرد.