جمعه, 06 ارديبهشت 1398
10:28

پری زنگنه
نقاش و پژوهشگر

زیستن در زمانه ای که «زیبایی» دیگر نخستین نیاز و برترین ویژگی دست ساخته های بشر نیست، کار دشواری است. تکنولوژی به قاعده سرعت و فنی که دارد، هر چیزی را از این خصلت تهی می کند. اما بیش از همه، ناآگاهی بر این نازیبایی دامن می زند. دانستن حداقلی از آنچه که در گذشته به عنوان «هنر و زیبایی» از آن بهره مند بوده ایم، کار سختی نیست. هنرهای سنتی و بومی این سرزمین که زمانی زبانزد عام و خاص بوده اند، رفته رفته فراموش و نابود می شوند و دلسرد کننده تر آنکه، آن همه زیبایی و شعور هنری، به عنوان سوغات شرق به جهان صادر شده و رنگ و بویی نوین یافته است. دانسته اند که با آنچه از این خاک برده اند، چه کنند که مطابق سلیقه و احوال امروزی ها باشد. اما ما ندانسته همه را در تاریک خانه ای به فراموشی سپرده ایم. یکی از آن همه ذوق و هنری که داشته ایم و حالا کورسویی از آن همه زیبایی در رگ های شکننده اش جاری است، «نقاشی پشت شیشه» است.

 

نقاشی رو و پشت شیشه
پیش از هر چیز لازم است از دو تکنیک متفاوت نقاشی بر روی شیشه (ویترای) و نقاشی پشت شیشه نام ببریم. این دو تکنیک، تفاوت های زیادی (چه در شیوه اجرا و چه در نهایت) به عنوان یک اثر هنری دارند. متاسفانه عموما این دو روش،با هم اشتباه گرفته شده و بسیاری از مردم، انواع نقاشی بر رو و نقاشی پشت شیشه را ویترای می نامند؛ که غلط مصطلحی است و باید در ویراست آن کوشید. بنابراین شناخت کلی و جامع از یکی از این دو روش می تواند راهگشا باشد.

 

هنرهایی که نه «کهنه»، بلکه «سنتی» هستند!
یکی از دلایل کم توجهی به هنرهای بومی این سرزمین، قرار گرفتن این سنت های تصویری تحت عنوان «هنر سنتی» است. این لفظ، بنا به دلایلی از جمله مدرنیته خلق الساعه و کم مایه در ایران، در نزد مردم امروزی اعتبار و جایگاهی ندارد. به نظر می رسد، واژه «سنتی» بیش از هر چیز به مفهوم کهنه گرایی و تکرار گذشته تعبیر می شود. حال آنکه اشاره این واژه به برهه ای از تاریخ است که رواج و تداوم یک اصل یا شیوه در آن بنا بر اسناد تاریخی و گواه تاریخ شناسان، ثابت و پذیرفته شده است. از این رو، برای اصلاح این برداشت های اشتباه، باید نگاهی به گذشته و میراث و سنت های گذشتگان داشته باشیم.

 

نقاشی پشت شیشه در اروپا و ایران
شالوده اصلی نقاشی پشت شیشه در ایران، تکنیکی وارداتی از اروپاست. مفاهیم مذهبی و مقدس در مضامین نقاشی پشت شیشه در ایران و اروپای قرون وسطی، تنها وجه اشتراک این شیوه در ایران و اروپاست وگرنه به لحاظ تکنیکی تفاوت های بسیاری دیده می شود. ظرایف فنی و رنگ پردازی ویژه ایرانیان و استفاده از مضامین عاشقانه و ترکیب شمایل پادشاهان و قدیسان مذهبی و داستان های قرآنی، تصویر گل و مرغ و منظره و خوشنویسی در امتزاج با روح هنرمند ایرانی، رفته رفته نقاشی پشت شیشه ایرانی را از سایر  نمونه های فرنگی متمایز  می سازد.

 

ورود یک هنر با ذوق بازرگانان ایرانی
در اروپا، نقاشی پشت شیشه قداستی خاص داشته و میسحیان مومن، جهت تبرک و دور ماندن از چشم زخم و محافظت، از آن استفاده می کرده اند. بدین گونه که تمثال حضرت مسیح(ع) و حواریون را برروی شیشه کشیده و پیشاپیش دسته های مذهبی و مراسم مذهبی و یا سردر خانه ها و کلیساهایشان می آویخته اند. گاهی برای برکت بخشیدن به زمین های زراعی شان، این شیشه های مصور را درون ظرفی گذارده و در زیر آسمان می گذاشته اند و طلب باران می کرده اند. آب باران از روی تصاویر گذشته و درون ظرف مزبور انباشته می شده؛ سپس آب درون ظرف را در جای جای زمین زراعی پاشیده و بدینسان زمین و محصولشان را تبرک می کرده اند. از اواخر
قرن 15میلادی، این هنر در میان اشراف اروپایی نیز، جایگاه ویژه ای در جهت تزیین عمارت هایشان پیدا می کند و رفته رفته این هنر توسط بازرگانان به ایران وارد می شود. دوره اوج و اعتلای این هنر در ایران، دوره قاجاریه است. در این دوره، هنر (به معنای عام) کمابیش از درون کاخ ها بیرون آمده و میان مردم نیز جایی پیدا می کند. پشتوانه عظیم هنری دوره صفوی و تحولات فکری و فنی دوره قاجار، از موارد رواج این هنر در میان عامه است. امکان دسترسی مردم به کتب چاپ سنگی و تصاویر متون ادبی فارسی همچون خمسه نظامی و عجایب المخلوقات و قس علیهذا، ذوقی تازه در میان افراد عادی و گاه کم سواد جامعه در جهت خلق آثار هنری مبتنی بر این نمونه ها ایجاد کرد. از طرف دیگر، گرایش شاهزادگان و گاه کسبه متمول دوره قاجار، برای تزیین عمارت های باشکوه شان، باعث رواج و اعتلای برخی از هنرهای سنتی از جمله نقاشی پشت شیشه شد. اماکن مذهبی همچون تکیه ها، امامزاده ها، سقاخانه ها و قهوه خانه ها نیز به تمثال مقدسین مزین شد که بخش عمده ای از آنها با تکنیک نقاشی پشت شیشه انجام شده است. در دسته بندی مضمون نقاشی های پشت شیشه، بخش بزرگی به مضامین مذهبی و شمایل نگاری اختصاص دارد. در مجموع می توان این هنر را وامدار عقیده و اخلاص جماعتی دانست که سهم بزرگی از فکر و احساس شان متعلق و وابسته به داستان های حماسی و مذهبی انبیاء و اسطوره های ایرانی بوده است.

 

وظیفه خطیر نگهداری از میراث نقاشی‌های پشت شیشه
همانطور که از نام این شیوه نقاشی بر می آید، سطح صاف شیشه، زمینه کار قرار می گیرد. بنابراین از ابتدای تولید اثر تا بخش نهایی و نگهداری اثر، مستعد نابود شدن و از میان رفتن است. علاوه بر این، آسیب های شیمیایی نیزاز جمله عوامل نابودگر این آثار هستند. از این رو آثار محدود به جامانده، باید با دقتی در خور، نگهداری و مراقبت شوند.

 

چگونه یک نقاشی پشت شیشه خلق می‌شود؟
شیوه کار نقاشی پشت شیشه به این صورت است که در ابتدا طرح مورد نظر با جوهر سیاه برروی شیشه طراحی می شود. برای حفظ این طراحی و آماده سازی سطح شیشه، آن را با سفیده تخم مرغ و یا دوغابی از روغن جلا اندود می کنند. شیوه رنگ آمیزی در نقاشی پشت شیشه برخلاف سایر نقاشی هاست. در این روش، ابتدا نورها و سایه روشن ها ترسیم می شوند و پس از آن رنگ های تیره و پس زمینه رنگ می شود. این روش
به سبب آن است که اولین لایه رنگی که از پس شیشه دیده می شود در واقع آخرین مرحله از نقاشی یا ریزه کاری هاست و همین امر دقت و توانایی بالایی در اجرا می طلبد. در گذشته از زر ورق طلایی شکلات های فرنگی برای زر اندود کردن استفاده می کرده اند؛ اما امروزه از ورق های طلا و نقره به راحتی استفاده می شود.

 

هنری که به فراموشی سپرده شده
در مجموع، پروسه پر دغدغه این شیوه از نقاشی، دلیل بی رغبتی هنرمندان در انتخاب این شیوه است. شمار خواستاران این هنر نیز کاهش یافته، تا جایی که امروزه کمتر می توان نشانی از این هنر در میان خانه ها و حتی اماکن مذهبی پیدا کرد. به جرأت می توان تعداد هنرمندانی که در تمام ایران به صورت حرفه ای به این هنر می پردازند را کمتر از تعداد انگشتان دست دانست. تنها موزه نقاشی پشت شیشه ایران در تهران - تقاطع خیابان برادران قائدی (هدایت) و نورمحمدی(تنکابن) - است. البته در برخی قهوه خانه های اصفهان (خواجه در بازار) و برخی از عتیقه فروشان نیز تعدادی تابلوی نقاشی پشت شیشه با مضمون تمثال انبیاء و امامان، پرتره شاهان قاجار و صحنه های بزمی یا رزمی وجود دارد که البته در پیش دیگر هنرهای موجود، تقریبا انگشت شمار محسوب می شود.